الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٢٩ - على (ع) نزديكترين فرد به رسول خدا
ترجيح دادند، اين چنين موقعيتى نداشتند.
و نيز از جمله حديث «طائر» است كه طى آن پيامبر ٦ فرمود: «على محبوبترين افراد در پيشگاه خدا و پيغمبر بود» و احاديث ديگرى كه قبلا گذشت و احاديث ديگرى كه بعدا خواهد آمد، غرض اتحاد و دوستى و همرازى على ٧ با پيامبر چيزى نبود كه مخصوص اواخر عمر پيامبر باشد، بلكه اين علاقه و محبت بسيار ريشهدار و عميق بود و به زمان و مكان خاصى اختصاص نداشت.
البته علت اين برادرى و همرازى، نزديكى و قرابت على نبود و هيچ گاه نبايد كارهاى پيامبر را مانند مردم ديگر توجيه كرد، او هر كه را دوست دارد، خدا دوست داشته و هر كه را او ناپسند دارد، خدايش او را ناپسند داشته است و اين امر به قدرى بديهى است كه نياز به هيچ گونه توضيحى ندارد، بنا بر اين برادرى و همرازى على ٧ با پيامبر ٦ نشان عظمت او و برهان قاطعى بر پايگاه بلند اوست.
و در اين رابطه حديث اسراء نيز قابل توجه است كه آن را رجال هر چهار مذهب از شيوخ و بزرگانشان روايت كردهاند، از جمله: «صدر الائمه موفق بن احمد مكى» ملقب به «اخطب خوارزم» از «مهذب» به سندى كه به «عبد اللَّه بن عمر» منتهى مىشود، روايت كرده كه گفت:
«سمعت رسول اللَّه و سئل باىّ لغة خاطبك ربّك ليلة المعراج؟ قال: خاطبنى بلغة علىّ بن ابى طالب فالهمنى ان قلت يا ربّ خاطبتنى انت ام علىّ؟ فقال: يا احمد انا شىء لا كالأشياء لا اقاس بالنّاس و لا اوصف بالشّبهات خلقتك من نورى و خلقت عليّا من نورك فاطلعت على سرائر قلبك فلم اجد في قلبك احبّ اليك من علىّ بن ابى طالب فخاطبتك بلسانه كيما يطمئنّ قلبك»
[١].
(شنيدم از رسول خدا ٦ كه سؤال شد: خداوند در شب معراج با تو به چه لغت سخن گفت؟ فرمود: با من به لغت على بن ابى طالب تكلم كرد و به من الهام كرد كه گفتم: پروردگارا تو بودى كه با من تكلم كردى يا على بن ابى طالب خداوند
[١] خوارزمى، المناقب، ص ٣٧- المقتل، ص ٤٢، طبع نجف، قندوزى، ينابيع المودة، ص ٨٣.