الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٩٩ - غصب فدك فاطمه
ابو العباس سفاح آن را به «عبد اللَّه بن حسن بن حسن» رد نمود ولى ابو جعفر آن را پس گرفت سپس مهدى عباسى آن را به فرزندان زهرا باز پس داد ولى هادى و هارون باز آن را غصب كردند.
چون مأمون به خلافت رسيد آن را براى چندمين بار به فرزندان فاطمه برگرداند ياقوت حموى در كتاب «معجم البلدان» عين حكم مأمون را ضبط نموده است.
مأمون به عامل خود «قثم بن جعفر» در مدينه نوشت: «انّه كان رسول اللَّه ٦ اعطى ابنته فاطمه رضى اللَّه عنها فدكا و تصدق عليها بها و ان ذلك كان امرا ظاهرا معروفا عند آله عليه الصلاة و السلام ثم لم تزل فاطمه تدعى منه بما هى اولى من صدق عليه و انه قد راى ردها الى ورثتها ..»[١].
يعنى: رسول خدا فدك را به دخترش فاطمه عطا نمود و اين امرى ظاهر و معروف نزد اهل بيت پيامبر ٦ بود سپس همواره فاطمه مدعى آن بود و قول او از همه شايستهتر به تصديق و قبول است و من صلاح مىبينم كه آن به ورثه آن حضرت داده شود و به «محمد بن يحيى» و «محمد بن عبد اللَّه» (نوههاى امام زين العابدين) بازگردانى تا آنها به اهلش برسانند.
ابن ابى الحديد مىگويد: مأمون براى رسيدگى به شكايات مردم نشسته بود، اولين شكايتى كه به دست او رسيد و به آن نگاه كرد مربوط به «فدك» بود همين كه شكايت را مطالعه كرد گريه نمود و به يكى از مأموران گفت: صدا بزن وكيل فاطمه كجا است؟ پير مرد جلو آمد، و با مأمون سخن بسيار گفت، مأمون دستور داد حكمى را نوشتند و فدك را به عنوان نماينده اهل بيت به دست او سپردند هنگامى كه مأمون اين حكم را امضاء كرد «دعبل خزاعى» حاضر بود برخاست و اشعارى سرود كه نخستين بيت آن اين است:
|
اصبح وجه الزّمان قد ضحكا |
بردّ مأمون هاشم فدكا[٢]. |
|
[١] ياقوت، معجم البلدان، چاپ اول، زير حرف( ف، د).
[٢] ابن ابى الحديد، ج ١٦، ص ٢١٧.