الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٤٥٨ - ايمان ابو طالب
سپس ابو طالب مىافزايد كه: همه اينها را پدرم در كتاب مىخواند و مىفرمود: «انّ من صلبى لنبيا لوددت انّي ادركت ذلك الزّمان فآمنت به فمن ادركه من ولدى فليؤمن به»[١].
در صلب من پيامبرى است آرزو دارم اى كاش زمان او را درك مىكردم و به او ايمان مىآوردم، پس هر كس از فرزندان من او را درك كند بايد به او ايمان بياورد.
از دلائل ديگر بر ايمان ابو طالب اين است وقتى كه على ٧ خبر درگذشت ابو طالب را به پيامبر داد
«فتوجّع عظيما و حزن شديدا ثمّ قال له: امض فتولّ غسله ...».
به شدت ناراحت شد و سخت گريست و سپس به على ٧ دستور غسل و كفن و دفن صادر كرد از خداوند براى او طلب مغفرت نمود[٢] و اگر نعوذ باللَّه ابو طالب كافر بود هرگز غسل و دفن و كفن او به على ٧ جايز نبود و پيامبر هم در حق وى طلب مغفرت نمىنمود.
و نيز در محضر امام سجاد ٧ سخن از ايمان ابو طالب به ميان آمد وى فرمود: در شگفتم كه چرا مردم در اخلاص او ترديد دارند، در صورتى كه هيچ زن مسلمانى نبايست بعد از اسلام آوردن در حباله شوهر كافر خود بماند، و فاطمه بنت اسد، از پيشقدمان در اسلام است و از آن زنانى است كه خيلى جلوتر به پيامبر ايمان آورد و همين زن مسلمان در نكاح ابو طالب بود كه وى به درود حيات گفت.
از امام باقر ٧ سؤال شد از اين كه بعضى از مردم مىگويند ابو طالب در وسط آتش است؟ فرمود:
«لو وضع إيمان ابى طالب في كفّة ميزان و إيمان هذا الخلق في كفّة الأخرى لرجح ايمانه»
[٣]: هر گاه ايمان ابو طالب در يك كفه ترازو
[١] فقيه حلبى ابراهيم بن على بن محمد دينورى در كتاب خود« نهاية الطلب و غاية السؤال في مناقب آل الرسول» اين مطلب را نقل كرده است( طرائف، ج ١، ص ٣٠٢- ٣٠٣).
[٢] ابن ابى الحديد، ج ١٤، ص ٧٦.
[٣] همان مدرك، ص ٦٨.