الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٤٥٧ - ايمان ابو طالب
شماتت به انكار آن برخاسته است من دارم مىبينم كه افتادگان و ضعيفان عرب، به حمايت او برخاسته و به او ايمان آوردهاند و محمد ٦ به كمك آنها بر شكستن صفوف قريش قيام نموده است، سران قريش را خوار، خانههاى آنان را ويران و بىپناهان آنها را قوى و نيرومند و مصدر كار نموده است.
سپس گفتار خود را با جملههاى زير پايان داد: «يا معشر قريش كونوا له ولاة و لحزبه حماة و اللَّه لا يسلك احد منكم سبيله الّا رشد و لا يأخذ احد بهديّة الّا سعد»[١].
اى جمعيت قريش از دوستان و حاميان حزب او (اسلام) گرديد، هر كس پيروى او را نمايد، سعادتمند مىگردد.
و نيز خطاب به فرزندان عبد المطلب فرمود: «لن تزالوا بخير ما سمعتم من محمّد و ما اتّبعتم امره فاطيعوه ترشدوا»[٢]: شما مادامى كه از محمد ٦ حرف شنوى داريد، و از او امر او اطاعت مىكنيد، در خير و سعادت هستيد.
البته اين وعده پيروزى پيامبر ٦ را نه تنها به هنگام وفاتش به قريش مىداد، بلكه چنين پيروزى را از آغاز بعثت پيامبر پيش بينى مىكرد و لذا روزى كه پيامبر ٦ تمام عموها و خويشاوندان خود را دور خود جمع كرد و آئين اسلام را به آنها معروض داشت و از بعضى از آنها بىاعتنائى احساس كرد ابو طالب به او گفت:
«اخرج يا ابن اخى فانّك الرّفيع كعبا و المنيع حزبا و الاعلى ابا و اللَّه لا يسلفك لسان الّا سلقته السن حداد و اجتذبته سيوف حداد و اللَّه لتذللنّ لك العرب ذلّ اليهم لحاضنا ..».
(برادرزادهام قيام كن، تو والامقامى. حزب تو از گرامىترين حزبهاست تو فرزند مرد بزرگى هستى، هر گاه زبانى تو را آزار دهد، زبانهاى تيز ديگرى به دفاع تو بر مىخيزد، شمشيرهاى برندهاى آنها را مىربايد به خدا سوگند اعراب، مانند خضوع بچه حيوان نسبت به مادرش در پيشگاه تو خاضع خواهند شد).
[١] حلبى شافعى، سيره حلبى، ج ١، ص ٣٨٣، طبع مصر، ١٣٨٢ ه
[٢] سيره حلبى، ج ١، ص ٣٨٢.