الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٢ - مناظره ابن طاوس با فقيه سنى
با زينت تمام بر بعضى از اصحاب وارد شده به يكبار جماعتى از آن قوم از دور پيامبر پراكنده شدند و به تماشاى كاروان پرداختند و رسول خدا صلى اللّه عليه و اله و سلم را در حالت خطبه تنها گذاشتند و حال آنكه از تماشاى كاروان اميد نفعى نداشتند، پس چه خواهد بود حالت ايشان درباره خلافت كه ايشان را هم هواى رياست و هم اميد نفعى بود؟
و اما سوء معاشرت آنان نيز از اين آيه شريفه محقق مىگردد:
وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ.
«يعنى اگر تو خشن و دلسخت بودى اين مردم از گرد تو پراكنده مىشدند، پس از تقصير و لغزشهاى آنان درگذر و بر ايشان طلب آمرزش نماى، و با ايشان در هر امر مشورت كن».
سپس مرحوم سيد خطاب به آن فقيه مىگويد: اى فقيه اگر سوء معاشرت و بدى صحبت و مخالفت نبود، هرگز در عفو ايشان اين خطاب نازل نمىشد كه «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ».
اما مخالفت ايشان در مقام ايثار از اين آيه شريفه روشن مىگردد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً.
«يعنى اى كسانىكه ايمان آوردهايد اگر بخواهيد با رسول خدا نجوى كنيد قبل از آنكه افتخار نووى دريابيد به بذل صدقه تقديم كنيد».
با آنكه اين كار بر آنها كمى ضرر مالى داشت، قليلى از زخارف دنيا را بر مكانت تقرب و رتبه مناجات رسول خدا اختيار كردند ولى على ٧ ده بار به مستحقين صدقه داد و به فيض نجواى آن حضرت نايل شد، و چون اين مطلب بر اصحاب پيامبر، فضيحت و عار شد، آن آيه از طرف خداوند منسوخ گرديد و در نسخ آن حكم، اين آيه شريفه نازل گشت:
أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ