الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٤ - مناظره ابن طاوس با فقيه سنى
توجه كردهاى؟
گفت: آرى.
گفتم: اگر در روز رستاخيز در پيش خدا و رسولش حاضر شوى و به تو خطاب كنند كه چگونه بر خود روا داشتى از كسانى پيروى نمائى كه گفتار و كردارشان چنين است كه شنيدى، آيا چه عذرى مىتوانى بياورى، و به چه دليلى مىتوانى تمسك نمائى، مسلما مبهوت مانده و حيرت عظيمى بر تو دست مىدهد.
سپس گفتم: اى فقيه، آيا در صحيح بخارى و مسلم ملاحظه كردهاى كه در مسند «جابر بن سمرة» و ديگران آمده است كه پيامبر به طور مكرر فرموده: «لا يزال هذا الدّين عزيزا ما ولّيهم اثنى عشر خليفة كلّهم من قريش»:
(مادامى كه زمام خلافت در اختيار دوازده نفر باشد كه همه آنها از قريشند، دين عزيز و مكرّم خواهد بود).
و هم در جاى ديگر از صحيحين بدين مضمون روايت شده كه:
«لا يزال امر النّاس ماضيا ما ولّيهم اثنى عشر خليفة كلّهم من قريش».
تمامى اين روايات دليل روشنى هستند بر اينكه اولياى مطلق و خلفاى بر حق دوازده نفر از قريشند، آيا در بين فرق اسلامى جز اماميه اثنا عشريه هيچ فرقهاى را مىشناسى كه به امامت دوازده نفر از قريش قائل باشند؟
گفت: نمىشناسم گفتم اينك از تو انصاف مىطلبم، اگر اين احاديث محكوم به صحت است، چنانكه در آغاز مباحثه يادآور شدم، پس تو را از قبول عقيده اماميه و متابعت طريقت ايشان چارهاى نباشد و اگر مضامين آنها را باطل شمارى، پس چرا در كتب صحاح خويش روايت نمودهاند؟
آن فقيه در فكر و حيرت فرورفت و گفت پس با رواياتى كه مسلم و بخارى در فضيلت ابو بكر و عمر و عثمان و تابعين ايشان روايت نمودهاند، چه كنم؟!