الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٩٤ - سؤال از ولايت على (ع) در روز حساب
اختلاف كنند، بر ايشان بيان خواهى كرد).
و لذا عمر بن خطاب و ابن مسعود و ديگران از صحابه را عقيده اين بود كه: «عالمترين شخص به واجبات و فرائض قرآن، و داناترين مردم به قضاوت، على ٧ است[١].
مراجعه عمر در حل مشكلات دينى و گفتار عمر «لولا علىّ لهلك عمر»[٢] و نيز «لا بقيت لمعضلة ليس لها ابو الحسن، اعوذ باللَّه من معضلة ليس فيها أبو الحسن»[٣] مورد اتفاق همگان است.
چون نام او نزد عايشه برده مىشد مىگفت: او دانشمندترين مردم به سنت پيامبر ٦ است[٤] ابن عبد البر در كتاب «الاستيعاب» نقل كرده است معاويه هر سؤالى كه از او مىشد مىنوشت تا از على بن ابى طالب براى او بپرسند و چون خبر شهادت على ٧ به او رسيد، گفت: «ذهب الفقه و العلم بموت ابن- ابى طالب»: علم و فقاهت با مرگ على بن ابى طالب از ميان رفت برادرش او را گفت:
مردم شام حاضر نيستند، اين مطلب را از تو بشنوند، گفت: دست از من بردار[٥].
و بسيارى از احاديث ديگر كه به طور روشن بر عظمت پايگاه علمى على ٧ دلالت دارد.
سؤال از ولايت على (ع) در روز حساب
ابن شيرويه ديلمى در كتاب «الفردوس» در «قافيه» و او از «ابو سعيد خدرى»
[١] ابن حجر، صواعق المحرقة، ص ٧٦- الاستيعاب، ج ٣، ص ٣٨- ٤٠.
[٢] ابن صباغ مالكى، فصول المهمة، ص ١٨- ابن حجر عسقلانى، تهذيب التهذيب، ص ٣٣٨- اسد الغابة، ج ٤، ص ٢٢- و دهها مدارك ديگر
[٣] سيوطى، تاريخ الخلفاء، ص ٦٦- شبلنجى، نور الأبصار، ص ٧٣- قوشجى، شرح تجريد، ص ٤٠٧.
[٤] ابن حجر عسقلانى، صواعق المحرقة، ص ٧٦- الإستيعاب، ج ٣، ص ٣٨- ٤٠.
[٥] ابن عبد البر، الإستيعاب، ج ٢، ص ٤٦٣.