الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٥٨ - فضائلى كه از على (ع) در جنگ خيبر ظاهر شد
بفرستيد، چون على ٧ آورده شد، پيامبر آب دهن خود را به چشمان او ماليد و براى او دعاء كرد و كاملا خوب شد، گويا اين كه هيچ دردى نداشت پرچم را به على ٧ داد.
على ٧ گفت: آيا آن قدر قتال كنم كه همه مثل ما مسلمان شوند؟
پيامبر فرمود: حركت كن و همچنان پيش بران، تا به قلعه آنان درآئى، آن وقت به اسلام دعوتشان كن و واجبات اسلام را بر ايشان شرح ده قسم به خدا:
«لان يهدى اللَّه بك رجلا واحدا خير لك من ان يكون لك حمر النّعم»
: كه اگر خداوند يك نفر از ايشان را به وسيله تو هدايت كند براى تو از شتران سرخ مو بهتر است[١].
همچنين روايت را در كتاب «الجمع بين الصحاح الستة» در وقايع غزوه خيبر از صحيح ترمذى روايت كرده است[٢].
اين روايت را در كتاب «الجمع بين الصحيحين» و مسند سهل بن سعد و مسند سعد بن ابى وقاص و مسند ابو هريره و مسند سلمة بن اكوع آوردهاند[٣].
همچنين اين روايت را فقيه شافعى ابن مغازلى نيز از طريق جماعتى روايت كرده است از جمله روايات شافعى ابن مغازلى در كتاب «المناقب» روايتى است كه سعيد بن مسيب از ابو هريره نقل كرده است گفت: پيامبر ٦ ابو بكر را به خيبر فرستاد با دست او فتح نشد بعد از او عمر را فرستاد باز هم براى او فتح نشد پيامبر فرمود:
«لأعطينّ الرّاية رجلا كرّارا غير فرّار يحبّ اللَّه و رسوله و يحبّه اللَّه و رسوله»
(پرچم را به دست مردى مىدهم كه سخت حملهكننده و غير فرّار است، خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسولش نيز او را دوست مىدارند). پس على
[١] بخارى، ج ٤، ص ٢٠٧- مسند احمد بن حنبل، ج ٥، ص ٣٣٣- صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧٢.
[٢] الجمع بين الصحاح، ج ٥، ص ٣٧٤- ترمذى، ج ١٣ ص ١٧١.
[٣] الجمع بين الصحيحين، به نقل احقاق الحق، ج ٥، ص ٣٩٤.