شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٣٧ - سؤال كردن آن كافر از على(ع) كه چون بر چون منى مظفر شدى شمشير را از دست چون انداختى
رسد و در اين مدت در نطفهاى كه به علقه تبديل گرديده حرارتى پديد آيد و گرم شود و مزاج آن معتدل گردد و در آن اختلاج و ارتعاش و هضم و نضج پديد شود. و چون ماه سوم آيد نوبت تدبير به مريخ رسد و قواى روحانى بر علقه مستولى شود و اختلاط و ارتعاش آن شديدتر گردد و حرارت و سخونت آن بيفزايد و علقه به مُضغه مبدّل شود، و پيوسته از حالى به حالى گردد تا ماه سوم به كمال رسد و در ماه چهارم تدبير از آن آفتاب است كه رئيس ستارگان است و قلب عالم. و چون ماه پنجم شود تدبير با زهره بود كه سعد اصغر است و خداوند نقش و تصاوير و در اين دوره قواى روحانى بر جنين مسلط شود و صورت اعضا پديد آيد و در ماه ششم تدبير با عطارد بود و در اين دوره جنين در رحم به حركت آيد و در ماه هفتم تدبير با ماه بود و در اين ماه گوشت جنين بيفزايد و فربه شود.
و در ماه هشتم ديگر بار تدبير به زحل رسد و ثقل و سكون بر جنين مستولى گردد و سردى و خواب بر وى غالب شود و اگر مولود در اين ماه زايد كند حركت و كوتاه عمر بود و باشد كه مرده زايد و چون ماه نهم رسد و آفتاب به برج نهم آيد كه برج سفر و انتقال است بار ديگر تدبير به مشترى باز گردد و مزاج معتدل گردد و روح حيات قويتر شود و افعال نفس حيوانى در جسد پديد شود چرا كه آفتاب، طبيعت بر جهاى نارى، مايى، هوايى و خاكى را در مدت هشت ماه دو بار مستوفى كرده باشد و در اين مدت طبيعت جنين با سير آفتاب در بروج مثلثات، قواى روحانيات ستارگان منحط از فلك را دو بار پذيرفته باشد. يك بار با سير آن به برج پنجم و ديگر بار با سير آن به برج نهم» (خلاصه از رسائل اخوان الصفا، ج ٢، ص ٤٢١- ٤٢٦).
|
از ره پنهان كه دور از حسّ ماست |
آفتاب چرخ را بس راههاست |
|
|
آن رهى كه زر بيابد قوت از او |
و آن رهى كه سنگ شد ياقوت از او |
|
|
و آن رهى كه سرخ سازد لعل را |
و آن رهى كه برق بخشد نعل را |
|