شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٠٧ - اعتماد كردن هاروت و ماروت بر عصمت خويش و آميزى اهل دنيا خواستن و در فتنه افتادن
|
گفت الْمَعنى هُوَ اللَّه شيخ دين |
بحر معنيهاى ربّ العالمين |
|
|
جمله اطباق زمين و آسمان |
همچو خاشاكى در آن بحر روان |
|
|
حملهها و رقص خاشاك اندر آب |
هم ز آب آمد به وقت اضطراب |
|
|
چون كه ساكن خواهدش كرد از مِرا |
سوى ساحل افكند خاشاك را |
|
|
چون كشد از ساحلش در موجگاه |
آن كند با او كه صرصر با گياه |
|
|
اين حديث آخر ندارد باز ران |
جانب هاروت و ماروت اى جوان |
|
ب ٣٣٤٣- ٣٣٣٨ المعنى هو اللَّه: حقيقت خداست، هر چه هست خداست.
شيخ دين: شارحان مثنوى را در تفسير آن اختلاف است. انقروى نويسد: «سرورى و شمعى گفتهاند مراد صدر الدين قونوى است، ليكن دليلى بر تخصيص ندارد.» (شرح كبير انقروى، جزء سوم از دفتر اول، ص ١٢١٨). سرورى و شمعى ظاهراً گفتهاند خود را از شرح صارى عبد الله افندى گرفتهاند. بعضى آن را به محى الدين و يا ابو الحسن خرقانى تطبيق كردهاند (رك: سرّ نى، ج، ١، ص ٤٨١- ٤٨٢).
نيكلسون گويد مراد صدر الدين قونوى است چه او كتابى به نام اعجاز البيان فى كشف بعض اسرار ام القرآن نوشته و سوره حمد را شرح كرده است، اما انطباق آن بر ابن عباس و نيز بر شخص رسول اكرم به غايت بعيد مىنمايد. (انتهى) اين سخن از شمس تبريزى است: «خداى زنده داريم تا چه كنيم خداى مرده را النعمى هو اللَّه همان معنى است كه گفتيم. عهد خدا فاسد نشود الّا او فاسد شود فاسد باشد» (مقالات شمس، بخش ٢، ص ٦٧).
موجگاه: جايى كه موج از آن بر مىخيزد.
صَرصَر: باد تند.
حركتى كه در عالم طبيعت ديده مىشود همه از درياى وجود حضرت حق جلّ و علاست و نسبت كلّ عالم به خدا چون نسبت خاشاك به درياست. چون آب