شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٧ - قصه آن كه در يارى بكوفت از درون گفت كيست؟ گفت منم، گفت چون تو توى در نمىگشايم هيچ كس را از ياران نمىشناسم كه او من باشد
آنان كه آيتهاى ما را دروغ خواندهاند و گردن بدان ننهادند. درهاى آسمان برايشان گشوده نشود و به بهشت در نشوند تا آن كه شتر به سوزن در شود.» (اعراف، ٤٠) جَمَل را بيشتر مفسّران شتر معنى كردهاند و بعضى آن را طناب دانستهاند و لفظ را جُمّل خواندهاند. در انجيل متى آمده است: «انَّ مُرورَ جَمَلٍ مِنْ ثَقْبِ إبْرَةٍ ايْسَرُ مِنْ أَنْ يَدْخُلَ غَنِىٌّ الى مَلَكُوت اللَّه» و در فارسى عبارت چنين است: «گذشتن شتر از سوراخ سوزن آسانتر است از دخول شخص دولتمند در ملكوت خدا» (انجيل متى، باب ١٩، آيه ٢٣)[١]، و شاعر پارسى زبان گفتهاند است:
|
آن چه بر من مىرود گر بر شتر رفتى ز غم |
كافر حربى زدى در جَنّةُ المأوى قدم |
|
هستى جمل: كنايت از جسم و تن است و ممكن است به معنى هواهاى نفسانى گرفت.
مقراض رياضت: اضافه مشبه به به مشبّه. رياضت: در لغت به معنى رام ساختن ستور است و رايض بيشتر به معنى تربيت كننده و رام كننده ستوران است و چون نفس سركش است و رام كردن و مسخر ساختن آن نيازمند كوشش و مشقّت فراوان است از آن به رياضت تعبير كردهاند.
چنان كه نوشته شد «فنا» ميراندن صفتهاى بد است و از جمله اين صفتها بلكه بدترين آنها خود بينى است و خويشتن را برابر مردان حق به چيزى شمردن. در بيت مورد بحث گويد نخستين قدم در راه دوستى اين است كه دوست برابر
[١] - اين بنده به اشارت نمايندگى پاپ در تهران، از يكى از علماى مسيحى خواستم تا در نسخههاى قديمى انجيل چون يونانى و لاتينى تفحّص كند، و او به من اطمينان داد كه در همه نسخهها كلمه مرادف شتر است( و اللَّه العالم).