شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٤٥ - قصه مرى كردن روميان و چينيان در علم نقاشى و صورتگرى
قّصه مرى كردن روميان و چينيان در علم نقاشى و صورتگرى
در بيتهاى اخير فرمود كه اگر خواهى علم حقيقى بر تو افاضه شود بايد دل خود را از تيرگيها بزدايى و بىرنگ شوى تا علم الهى بر دل تو تجلى كند. بدين مناسبت داستان جدال روميان و چينيان را آورده است كه هر قوم خود را در نقاشى چيرهتر از ديگرى مىدانست.
مأخذ اين داستان را مرحوم فروزانفر در مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى (ص ٣٣- ٣٥)، از احياء علوم الدين آورده است. و چنان كه نوشتهاند انورى و نظامى اين داستان را به نظم در آوردند ليكن در احياء علوم الدين و اسكندر نامه نقش را روميان پديد آوردهاند و كار چينيان صيقلى كردن ديوار بوده است، حالى كه در مثنوى صيقل، كار روميان و نقاشى از آن چينيان است. و انورى نقاشى و صيقل كارى را هنر دو استاد از چين آورده است.
به هر حال مقصود مولانا اين است كه علوم ظاهرى را با تحمل رنج و صرف وقت توان به دست آورد، اما اگر آينه ضمير صافى شود بىهيچ مجاهدتى علم حقيقى كه همان علم الهى است در آن منعكس خواهد شد.
|
چينيان گفتند ما نقّاشتر |
روميان گفتند ما را كرّ و فر |
|
ب ٣٤٦٧ كرّ و فر: حمله بردن و گريختن، جنگ و گريز. ليكن در تعبير مولانا به معنى