مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٦
قانون مربوط به «حقوق ملت» است. حقوقى كه در اين فصل و ديگر اصول قانون اساسى آمده است در قالب «حقوق بشر» قابل مطالعه و بررسى است. در اين پژوهش جايگاه حقوق بشر در قانون اساسى ايران مورد توجه است كه در اين رهگذر همگرايى يا واگرايى برخى اصول مهم آن در زمينه حقوق بشر به صورت تطبيقى و مقايسهاى با «اعلاميه جهانى حقوق بشر» بررسى مىشود.
نگاهى گذرا به اصول قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران كه از دين اسلام الهام مىگيرد، نشان مىدهد كه به بهترين وجه حقوق اساسى اعلاميه حقوق بشردر آن مورد توجه و تأكيد قرار گرفته است. اين قانون ويژگىهاى خاص خود را هم دارد، براى نخستين بار است كه از گذشتههاى دور تاكنون و به ويژه در دوران معاصر كه تنها يك ملت در قانون اساسى خود صراحتاً بيان مىكند، همه مسلمانان جهان يك امت هستند و همه آنان تنها بنده خدا هستند و حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خدا است و هم اوست كه انسان را بر سرنوشت اجتماعى خويش حاكم ساخته است و هيچ كس نمىتواند اين حق الهى را از انسان سلب كند و يا در خدمت منافع فردى و گروهى خويش قرار دهد.
اساس نظام اسلامى ايران برمبناى يكتاپرستى، وحى الهى، كرامت و ارزش والاى انسانى قرار گرفته است ودر قانون اساسى آن هرگونه ستمگرى و سلطهپذيرى به هر شكلى كه باشد، منفى و مردود شناخته شده است.
قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران كه ثمره انقلابى بىنظير در جهان معاصر است، به شكلى بسيار منطقى تنظيم شده است و دقيقاً به حقوق اساسى ملت ايران و نيز امت اسلامى مىپردازد و در چندين اصل و بنيادى بدانها تصريح مىكند.
در اين پژوهش، برخى حقوق مهم مندرج در اعلاميه جهانى حقوق بشر و نه همه آنها مدنظر بوده است. طبيعى است بررسى همه بندهاى اين اعلاميه، حجم بيشترى را مىطلبد. در وهله اول، اين حقوق از نظر اصول «قانون اساسى» بررسى شده است و در مواردى به برخى