مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥
رعايا كمتر مىشود و به تساوى نزديكتر مىشود. [يعنى در حكومت دموكراسى كامل كه هر يك از افراد كشور جزئى از قوه مجريه را در دست دارند، حكومت به تعداد هر يك از افراد كشور عضو دارد و اختلاف صفر است ولى در حكومت پادشاهى كه زمامدار يك نفر است اختلاف به حداكثر مىرسد.[١]
نگارنده اين مقاله نيز بر اين باور است كه اداره حكومت به روش مردمى، قديمىترين روش اداره جامعه و ارزشمندترين و طبيعىترين شكل حقوقى آن است و بالطبع اسلام نيز كه آيين فطيت مىباشد و انسان را به ارزشهاى فطرى فرامىخواند، به چيزى جز حكومت مردمى و نظام شورايى نمىانديشد.
اسلام و انديشة مردمسالارى
الذين يبتغون الرسول النبي الا في الذي يجدونه مكتوباً عندهم في التوراة و الانجيل بأمرهم بالمعروف و ينهيهم عن المنكر و يحل لهم الطيبات و يحرم عليهم الخبائث و يضع عنهم اصر[٢] هم و الاغلال التي كانت عليهم فالذين آمنوا به و غرروه[٣] و نصروه اتبعوا النور الذي معه اولئك هم المفلحون.[٤]
شايد جامعترين آيهاى كه در قرآن كريم فلسفه بنيادين شريعت الهى را بازمىگويد و اسلام را مبتنى بر اصول فطرى و هدف آن را بازگشت انسانها به ارزشهاى فطرى مىدا ند، آيا بالا (اعراف: ١٥٧) باشد كه در آغاز پيامبر اسلام را موعود تورات و انجيل مىداند و رسالت پيامبر اعظم اسلام را در مرحله اول امر به معروف و نهى از منكر؛ يعنى دعوت به همه خوبىها و انگيزههاى فطرى و دورى از منكرات و گرايشهاى ضد فطرت مىداند و در مرحله دوم
[١] - همان، ص ١٢٣
[٢] - زمخشرى در كشاف« اصر» را بار سنگينى ميداند كه شخص را از حركت بازميدارد و همينگونه است اغلال، ج ٢، ص ١٦٥
[٣] - غرّوره به معناى محافظت است، چنانكه تعزير موجب مصونيت شخص از خطاست. همان
[٤] - اعراف: ١٥٧.