مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨٧
دموكراسى لزوماً حاكميت مردم نيست بلكه دموكراسى ساز و كارى از نظام سياسى است كه بدان وسيله، حكومتهاى نامطلوب از مسند قدرت بر كنار مىشوند.[١]
شومپيتر بر اين باور است كه براى رسيدن به تصميمهاى سياسى است كه افراد تحت لواى دموكراسى بنيادى دليل تلاش رضايت آميز و با جلب آراى مردم به قدرت تصميمگيرى دست مىيابند.[٢]
٣. دموكراسى به مثابه شكل حكومت: برخى نويسندگان، دموكراسى را شكلى از حكومت مىدانند كه جدا از حكومتهاى فردى يا گروهى است و مردم در آن فرمان مىرانند. در واقع جوهره اين نگرش به دموكراسى مشاركت مردمى در تصميمهاى سياسى است و ايدئولوژى و شيوه در آن مطرح نيست، طبيعى است كه اين نگرش به دموكراسى، در چارچوبهاى گوناگون فرهنگى اجرا شدنى است.[٣]
مردمسالارى دينى
فرآيند مدرنيته اميدوار بود كه مقولاتى را از قبيل امنيت، رفاه، حقوق بشر، آزادى و برابرى انسانها و مشاركت همگان در تعيين سرنوشت اجتماعى براى جامعه به ارمغان آورد ولى در دهههاى پايانى سده بيستم بسيارى از انديشهگران با بدبينى كامل به اين پروسه مىنگريستند و ديدگاههايى چون بحران مدرنيته، كسالت مدرنيته و يا ناتمام ماندن پروژه مدرنيته را طرح مىكردند.
يكى از وجوه مشترك اين ديدگاهها ناكافى بودن نظريه دموكراسى موجود براى اداره جامعه بشرى است؛ يعنى انسان نيازمند الگوى جديدى مىباشد كه در آن، آزادى و حقوق
[١] - كارل پوير، درسهاى اين قرن، ترجمه على پايا،( تهران: طرح نو، ١٣٦٧) ص ١١٩
[٢] - شومپيتر، دو مفهوم از دموكراسى، فلسفه سياسى، ترجمه مرتضى اسعدى،( تهران، الهدى ١٣٧١) ص ٣٠٥
[٣] - تبيين مردمسالارى دينى، نوروزى، تبيين نظريه مردم سالارى دينى در قياس با دموكراسى غربى،( قم: مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، ١٣٨٣)، ج ١، ص ١٧٦.