مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٩٦
اجابت فرمانروا هنگامى كه آنها را به فرمانهاى الهى و همكارى با دولت و كارگزاران دعوت مىكند.
اطاعت از حاكم مسلمان هنگامى كه براى انجام وظايف فرمانى صادر مىكند و به شما دستور مىدهد.
خطبه «٢١٦» نهجالبلاغه[١]
اين خطبه از درخشانترين متون سياسى اسلام است كه در زمان حكومت اميرمؤمنان على (عليه السلام) و در پايان جنگ صفين، در يك موقعيت حساس جنگى و نظامى، پس از وقوع رخدادهايى كه به ماجراى حكميت مىانجامد، بيان شده است. قوت دلالت حديث، ما را از بررسى سند آن بىنياز مىكند؛ يعنى اگرچه اين خطبه در نهجالبلاغه هم يافت نمىشد و حتى اگر نام اميرالمؤمنين (عليهالسلام) بر تارك آن نمىدرخشيد، نيازى به جستجوى سند صحيح براى آن نبود، زيرا اين گونه سخنورى، ويژه على (عليهالسلام) است و هيچكسى جز على (عليهالسلام) نمىتواند چنين معانى بلندى را در عبارتهايى فصيح و بليغ و در عين حال كوتاه و رسا بگنجاند. در اينجا متن خطبه را با نكتههاى به دست آمده از آن با هم مىخوانيم:
فراز نخست: «
اما بُعد، فقد جَعلَ الله لي عليكم حقاً بولايتهِ امرِكم و لكم عليَ منَ الحقَ مثلُ الذي لي عليكم
» پس از حمد و ستايش خداوند، پروردگار سبحانه و تعالى براى من بر گردن شما حقى قرار داده است، از آن رو كه من زمامدار جامعه شما هستم، به واسطه اين زمامدارى من بر شما «حق الطاعته» دارم و شما بايد از من اطاعت كنيد و اگر اطاعت نكنيد هم در دنيا وهم در آخرت عقاب خواهيد شد. شما نيز بر گردن من حقى هم سنگ حق من داريد.
[١] - خطبه( ٢١٦) نهجالبلاغه به تصحيح« صبحى صالح» و خطبه( ٢٠٧) نهجالبلاغه به تصحيح فيضالاسلام.