مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٧
ديگر به صاحب اختيار و ارباب نياز ندارد.[١]
كسى كه از آزادى صرفنظر كند از مقام آدميت، از حقوق و حتى وظايف بشريت صرفنظر مىنمايد (زيرا بزرگترين اختلاف بين انسان و حيوان فهم و فكر نيست، بلكه اراده و اختيار است[٢]). هيچچيز نمىتواند خسارتى را كه يك چنين گذشتى در بر دارد جبران نمايد. اين گذشت برخلاف طبيعت انسان است. كسى كه اراده آزاد نداد، مسئوليت اخلاقى ندارد.[٣]
آرى آزادى خواست طبيعى و فطرى انسان است و خداوند است كه او را آفريده، بنابراين اصل در عقل و شرع آزادى است و هر تصميمى كه برخلاف مقتضاى فطرت باشد از نظر اسلام محكوم است. از اينجاست كه حضرت على (ع) مىفرمايد:
بني لا تكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرّاً
؛ فرزندم برده ديگرى مباش، زيرا خداوند تو را آزاد آفريده است.[٤]
مردمسالارى در قرآن
قرآن كريم در آيات بسيارى از مردمى بودن حكومت اسلامى ياد مىكند و بيعت را كه همان قرارداد اجتماعى در ميان مردم و حاكم اسلامى است، عهد الهى مىداند و نقض بيعت
[١] - قرارداد اجتماعى، ص ٣٧
[٢] - جالب است كه مولانا جلالالدين محمد بلخى نيز در كتاب مثنوى همين معنا را مهمترين امتياز انسان بر ديگر آفريده ميداند و اين امانت الهى را در آيه« انا عرضنا الامانة على السموات و الارض و الجبال فايين ان يحملنها و الشفقن منها و حملها الانسان» به همين معنا گرفته است.( آغاز دفتر ششم، ص ٥٣٦.)
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٣] - همان، ص ٤٣
[٤] - نهجالبلاغه، نامه ٣١، وصيت على( ع) به فرزندش اما حسن مجتبى( ع).