مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٩٠
كارآمدى در واقع بيانگر قابليت و توانايى اداره هر كشور توسط مديران و كارگزاران شايسته آن است و ايفاى بهينه كار ويژههاى دولت و كسب حداكثر رضايتمندى مردم را در پى دارد. در علم مديريت كارآمدى در گرو كسب هدفهاى تعيين شده و رضايت خاطر كسانى است كه در راه رسيدن به اهداف نقش دارند. اما كارايى در به كارگيرى و تخصيص منابع توليد، براى استفاده از منابع توليد و صرف حداقل هزينه و كمترين ضايعات براى هر ميزان توليد است. روشن است كه اين ايفاى بهينه و كسب حداكثر رضايتمندى، بدون اتصاف حكومت به پاسخگويى و مسئوليت شناسى و شناختن حق پرسشگرى براى مردم حاصل نخواهد شد و كارآمدى و پاسخگويى لازم و ملزوم يكديگرند.[١]
ناكارآمدى[٢] يك حكومت نيز مقدم و مرجع بر هر چيز دلالت بر «در دسترس نبودن»
non availability
آن دارد. فلسفه وجودى حكومتها خاصيت يا استعداد استفاده شوندگى (يا در دسترس بودن) آنان است. به بيان ديگر، اراده و رأى مردم زمانى به ايجاد يك حكومت و دولت تعلق مىگيرد كه در چهره چنين قدرتى، مردم تصويرى از يك «كليد براى گشودن درهاى بسته خود» ببينند.
در دسترس بودن؛ يعنى حضور فعال در عرصههاى مختلف اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى، علمى سياسى و ...؛ يعنى استعداد و قابليت رفع و دفع «نشروهاى بزرگ»؛ يعنى استعداد توليد و بازتوليد «رضايت، آرامش، نشاط و اميد»؛ يعنى تدبير همراه و همگون با تغيير؛ يعنى استعداد تصميمگيرى سازى در شرايط نبود تصميم؛ يعنى ظرفيت و قابليت تبديل «تهديد به فرصت»؛ يعنى اثربخشى و بهرهورى و سرانجام در يك كلام؛ يعنى استعداد تدبير (و نه تخريب) منزل.
پس از ذكر و مقوله كاركرد و كارآمدى به مقوله كار ويژهاى حكومت در چهارچوب مردمسالارى دينى اشاره مىشود. وظيفه سياست دينى «هدايت جامعه انسانى» است. اگر دين
[١] - بهرام اخوان كاظمى،« پاسخگويى و كارامدى»، حكومت اسلامى، سال نهم، شماره چهارم، صص ٦٦- ٦٥
[٢] - محمدرضا تاجيك، گفتمان، ياد گفتمان و سياست،( تهران: مؤسسه تحقيقات و توسعه علوم انسانى،)، صص ٥٠- ٣٤٩.