مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨٦
شفافترين پاسخى كه مىتوان براى پرسش از ماهيت دموكراسى به دست داد، حكومت همه است و چون اين موضوع در عمل محال است بايد در مقام اجرا به رأى اكثريت تن داد، هر چند اين اكثريت عبارت باشد نصف به علاوه يك در مقابل نصف منهاى يك كه اقليت نام دارد.
رويكردهاى سه گانه به دموكراسى
در بيان ديگر مىتوان سه رويكرد نسبت به دموكراسى در نظر گرفت:
١. دموكراسى به مثابه ارزش و فلسفه زندگى: از آنجا كه مفاهيمبا نگرش و مبانى فلسفى حاكم در هر فرهنگ ارتباط مستقيم دارند، طبيعى است كه دموكراسى نيز دربردارنده ارزشهاى مدرنيته غربى باشد.[١] در اين نگرش دموكراسى محصول بسط فرهنگى است كه پس از رنسانس به تدريج شكل گرفت. تموتى سيسك، نويسنده معاصر غربى، در تعريف دموكراسى ضمن تأكيد بر انتخابات مىنويسد: «دموكراسى مبتنى بر مسئوليت مقاماتى است كه با انتخابات قانونى برگزيده مىشوند، انتخاباتى كه در آن تقريباً همه شهروندان مىتوانند رأى بدهند.»[٢]
وى در ادامه مىافزايد كه چنين انتخاباتى بر وجود جامعه مدنى، توسعه، تساهل و مصالحه استوار است.
نكته مهم اين است كه ناسازگارى اسلام با مدرنيته غربى اقتضا مىكند، مفاهيم جديدى را كه با مبانى انديشه اسلامى سازگار باشد عرضه كنيم و نظريه مردمسالارى دينى گامى در اين جهت است.
٢. د موكراسى به مثابه روش: برخى نويسندگان معاصر غربى بر اين باورند كه
[١] - تموتى سيسك، اسلام و دموكراسى، شعبانعلى بهرامپور و حسن محدثى،( تهران: فى، ١٣٧٩)، ص ٢٠
[٢] - پيشين، ص ٢٥.