مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٣
باشم بهتر است تا امير شما باشم.
در جاى ديگر مىفرمايد:
انما يقيم هذا الامر من لا يصانع و لا يضارع و لا يتبع المطامع
؛ كسى بر رهبرى مردم توانا مىباشد كه سازشكار نباشد و همرنگى با جماعت را شعار خويش قرار ندهد و پيرو هواى نفسانى خويش نباشد.[١]
همانگونه كه مىنگريم على (ع) رعايت اين اوصاف را براى مديران كشور اعم از قاضيان و حاكمان و ... لازم مىداند و روشن است كه مراعات اين توصيهها براى كسانى معقول است كه حق رأى داشته باشند و حاكم و قاضى مشروعيت خود را از آنان مىگيرد. بنابراين گفتار فوق خود از شواهد مردمسالارى در اسلام است، زيرا براى مردمى كه حق رأى ندارند، ذكر صفات قاضى و حاكم بىفايده خواهد بود و به ديگر سخن على (ع) با جمله
ان اولى الناس بهذا الامر اقواهم عليه
نمىگويد كه افراد واجد اين شرايط را من يا شخص رسولالله به خلافت و رهبرى مسلمانان نصب كرديم، بلكه برعكس مىفرمايد كه مسلمانان در انتخاب رهبر و بلكه هر فردى از مسئولان اين نكات را مراعات نمايند.
چنانكه روايات فراوان ديگر كه علماى امت و راويان حديث را مجارى امور[٢] و خلفاى پيامبر (ص) و ... مىداند نيز داراى هدفى جز معرفى اوصاف رهبرى نيست. بدين معنا كه يكى از شرايط حاكم اسلامى اعلم بودن و ديگرى اليق بودن است و بالطبع در صورتى كه عالمترين و شايستهترين يك مصداق بيشتر نداشته باشد، هم او را بايستى مردم به رهبرى برگزينند ولى اگر برخى از نامزدهاى رهبرى از نظر علمى برترى داشته و ديگرى از نظر شايستگى، بايستى فردى را كه در مجموع نسبت به ديگران برترى دارد، برگزيده شود و
[١] - نهجالبلاغه، كلمات قصار، ح ١١٠
[٢] - امام حسين( ع) در خطب عرفه ميفرمايد: الّا ان مجارى الامور بيد العلماء الامناء على حلاله و حرامه( تحفالعقول، ص ٢٣٨) و نيز از پيامبر اكرم( ص) روايت شده: اللهم ارحم خلفاى قالوا من خلفاءك يا رسولالله قال الذين يأتون بعدى و يروون حديثى.