مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٥٦
آن را باطل مىداند. به همين دليل علماى شيعه، مدتها با اجتهاد مخالف بودند و آن را طرد و انكار مىكردند تا اينكه محقق حلى صاحب معارج در مفهوم آن تغيير ايجاد كرد. در اين تفكر جديد، اجتهاد به معنى صرف نيرو و تلاش براى استنباط و بهدستآوردن احكام شرعى از مصادر معتبر درآمد و توسعه و گسترش يافت[١] كه تاكنون ادامه دارد.[٢] البته مشهور است كه نخستين فقيه شيعهاى كه اجتهاد را به صورت علمى در مسائل شرعى وارد نمود شيخ محمد بن حسن طوسى (٤٦٠- ٤٨٥ ه. ق) بوده و كتاب المبسوط او نخستين كتابى است كه به صورت فقه استدلالى تدوين شده است.[٣] اما محقق حلى با ارائه اين تعريف جديد از اجتهاد كه مىتوانست قياس را شامل نشود، آن را پذيرفته و شيعه را از «اهل اجتهاد» شمرده است.[٤]
به هر حال بر همين معنا، تعريفهاى متعددى از سوى علماى شيعه در زمينه معناى اصطلاحى اجتهاد، به عمل آمده است كه البته از معناى لغوى آن دور نيفتادهاند. برخى از علماى شيعه مانند علامه، صاحب معالم، صاحب قوانين و شهيد صدر، تقريباً اجتهاد را با استنباط و استخراج احكام فرعى از مصادر كلى، مساوى و برابر دانستهاند و برخى ديگر مثل شيخ بهايى، اجتهاد را ملكه استنباط مىدانند.[٥] در مجموع مىتوان گفت كه اجتهاد: «عبارت از به كار بردن نهايت تلاش و كوشش براى فهم دقيق و عالمانه و بهدستآوردن حكم شرعى از طريق منابع معتبر آن مىباشد.»[٦]
[١] - درباره ريشه هاى تاريخى اجتهاد و سير ادوار آن بحث زياد است كه از آن اجتناب نموديم. در اين زمينه ميتوان به منابع معتبر از جمله محمود شهابى، ادوار فقه، محمد ابراهيم جناتى، ادوار اجتهاد و ابوالقاسم گرجى، تاريخ فقه و فقها مراجعه نمود.
[٢] - دايرة المعارف تشيع، زير نظر احمد صدر حاج سيد جوادى، بهاءالدين خرمشاهى و كامران فانى جلد اول، چاپ اول، تهران: بنياد اسلامى طاهر، ١٣٦٦، ص ٨٢- ٤٨١
[٣] - احمد پاكتچى، دايرة المعارف بزرگ اسلامى، جلد ششم، زير نظر كاظم موسوى بجنوردى، چاپ اول، تهران: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامى، ١٣٧٣، ص ٦٠٣
[٤] - اسداله بيات، پيشين، ص ١٨- ٣١٧
[٥] - سيد محمد هاشمى، پيشين، ص ٨٥، براى ديدن برخى تعاريف فقها: رجوع كنيد به: ابوالحسن محمدى، پيشين، صص ٣٨- ٣٣٥
[٦] - حسينعلى منتظرى، پيشين، ص ١٢١.