مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٢
مىبايست از قدرت حاكم پيروى نمايد پرسشهاى فراوانى را مطرح كردند كه از جمله مهمترين آنها چرايى لزوم پيروى عدهاى از عده ديگر بود؟ در پاسخ بر اين پرسش نظريه حاكميت ماورايى ارايه شد.
بر اساس اين نظريه منشأ و سرچشمه قدرت و به تبع آن حاكميت سياسى در نيروهاى فرازمينى و ماوراءالطبيعه قرار دارد و افراد بشر در آن نقشى ندارند. اين نظريه تأثير عميقى بر تاريخ فكرى و سياسى بشر گذاشت و بنيان مشروعيت بسيارى از حكومتها قلمداد گرديد. اما ميزان توجه به نيروهاى ماورايى به عنوان توجيهكننده قدرت سياسى و رابطه فرمانروايى و فرمانبرى هميشه يكسان نبوده است و اين ديدگاه طى فرايند تحول تاريخى خود در قالبهاى گوناگونى چون انسان خدايى، مشيت الهى، ظل اللهى، رسالت پيامبران و ... درآمده است.
عمومىترين نگاه به چنين مفهومى از حاكميت بر اين بنيان توضيح داده شد كه قدرت فرمانروايان منبعث از آفريدگار هستى است و اراده ذات پروردگار در سپردن كار فرمانروايى و سرچشمه قدرت به فرد يا گروه يا طبقه ويژهاى مدخليت دارد. اين همان نظريهاى است كه در چارچوب حقوق الهى به عنوان حاكميت تئوكراتيك مشهور شده است[١] كه البته در اين ميان نابترين تفسير آن در شكل حاكميت الهى پيامبران هويدا گرديد. در اين ديدگاه پيامبران الهى از سوى خداوند ماموريت دارند با هدايت انسانها به سوى حق و حقيقت، قواعد و نظامات الهى را براى اداره جامعه به انسانها انتقال دهند و انسانها را به سوى سعادت و رستگارى هر دو جهان راهنمايى نمايند.
نظريه حاكميت مردم يا مردمسالارى: حاكميت مردم به منزله يك نظريه، ناظر به اين امر است كه قدرت و حاكميت امرى زمينى است و منشأ آن شهروندان يك جامعه هستند. بنيانهاى نظرى اين ديدگاه عموماً پس از رنسانس و اصلاحات مذهبى در جهان غرب پىريزى شده است. انديشمندان عصر انقلاب فرانسه (١٧٨٩ ميلادى) در چارچوب نهضت
[١] - داريوش آشورى، دانشنامه سياسى، ص ٣٢٩.