مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٢
از خويش مىدانستهاند.
جالب اينكه فضيلت محورى در جوامع بسيار كهن بشرى به حدّى جدى بوده است كه نه تنها مردان با فضيلت به قدرت مىرسيدند، بلكه در مواردى زنان بافضيلت نيز فرمانروا مىشدند و مردم از آنها اطاعت مىكردند. جالب اينكه روش حكومتى اين جوامع در پارهاى از متون دينى هم گزارش شده است. به عنوان نمونه در قرآن كريم سرگذشت پادشاهى يكى از زنان عرب به نام بلقيس در كشور يمن آمده است، هنگامىكه اين پادشاه نامه سليمان پيامبر را از هُدهُد (شانه به سر) دريافت كرد، به مردم خويش گفت: نامهاى از شخص بزرگى براى من فرستاده شد و او، سليمان پادشان بنىاسرائيل است و مضمون آن پس از بسمالله الرحمن الرحيم، اين است كه سركشى مكنيد و در برابر من تسليم شويد. آنگاه بلقيس با مردم خويش رايزنى كرد و به آنها گفت در كار من رأى دهيد زيرا خود مىدانيد كه من هيچگاه بدون حضور شما تصميمى نگرفته و كارى را انجام ندادهام. چهرههاى سرشناس و رؤساى قوم اظهار كردند كه ما نيروى كافى براى جنگ با سليمان داريم و از نظر سلاح و ابزار نظامى نيز هيچ كمبودى نداريم. بنابراين تو مىتوانى به دلخواه تصميم بگيرى و بدون كمترين هراسى به نامه سليمان پاسخ دهى و همگى ما مطيع فرمان تو خواهيم بود. بلقيس اظهار كرد كه پادشاه هرگاه وارد سرزمينى شوند، موجب فساد بوده و عزيزان را ذليل خواند ساخت. بنابراين جنگ اولين راهحل مشكل نيست و من در آغاز براى ايشان هديهاى خواهم فرستاد و در انتظار واكنش آنها مىنشينم ...
همانگونه كه در اين آيات (نمل: ٣٥- ٢٨) آمده است، ضمن بيان حسن مديريت بلقيس پادشاه يمن و نفرت او از جنگ (عامل خرابى سرزمين و ذلت ساكنان يك كشور) و توسل وى به ارسال هديه و سرانجام مذاكرات حضورى، از وابستگى اين پادشاه به آراى نخبگان و رايزنى با آنان به منزله سيره هميشگى يادشدهاست كه «
ماكنت قاطعة امراً حتي تشهدون
» جمله «ما كنت» بيانگر سيره مستمر و هميشگى بلقيس در كار مشورت با مردم خودش مىباشد، زيرا