مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤
دلبخواهانه و حكم اينها قديماً و حديثاً به تقلب و طغيان فراعنه و طواغيت امم از واضحات است.
به موجب حديث نبوى متواتر بين الامه و اتفاق تواريخ اسلاميه، بر وقوع اخبار غيبى نبوت، مبيّن شد كه مبدأ تحويل سلطنت اسلاميه از نحو ثانيه ولايتيه، باول استيلاء معاويه و اغصان «
الشجرة الملعونة في القرآن
» بعدد ميشوم سى نفر بود و سلطنت ميشومه استبداديه از آنان موروث است.»[١]
از نوشته بالا به روشنى برمىآيد كه علامه نائينى نيز همه اديان و شرايع الهى را طرفدار نظام مردمى مىداند و استبداد را حتى در جوامع طاغوتى، روشى معمول درباره مقهورين مىداند ولى خود ملت قاهر حتى در دربار فرعون نيز خود را داراى حق رأى و نظر دانسته است و آنها نيز در قالب نظام شورايى و مردمى كشور را اداره مىكردهاند و در جامعه اسلامى هميشه از آغاز كار مردم در صحنههاى سياسى حضور داشته و روش استبدارى ميراث شجره ملعونه؛ يعنى بنىاميه بوده است.
جالب اينكه از كتاب قرارداد اجتماعى ژانژاك روسو نيز، همين معنا استفاده مىشود آنجا كه مىگويد: از قديمالايام درباره بهترين شكل حكومت بحثها كردهاند ولى متوجه نشدهاند كه هر يك از آنها ممكن است در موردى بهترين حكومتها و در مورد ديگر بدترين باشد. اگر در كشورهاى مختلف بايد شماره زمامداران درجه اول، نسبت عكس داشته باشد به شماره افراد كشور، نتيجه اين مىشود كه حكومت دموكراسي براى كشورهاى كوچك، اشراف سالارى (آريستوكراسى) براى كشورهاى متوسط و پادشاهى براى كشورهاى بزرگ مناسبتر است.[٢]
روسو در ادامه آورده است: پيشتر نشان داديم كه حكومت پادشاهى فقط براى كشورهاى بزرگ مناسب است. در واقع هر اندازه شماره زمامداران زيادتر باشد، نسبت ميان عده آنها و
[١] - تبيه الامه، علامه نائينى، با مقدمه آيتالله سيد محمود طالقانى، ص ٤٣ تا ٤٥
[٢] - قرارداد اجتماعى، ترجمه زيركزاده، ص ١١٤.