مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٤
قانون اساسى ج. ا. ا. با پذيرش دكترين بينابينى با تأكيد بر اين مسئله اساسى كه خداوند بالذات منشأ قدرت و حاكميت تلقى مىگردد، تصريح مىدارد كه خداوند اين حق را به انسانها واگذار كرده است تا آزادانه بر سرنوشت اجتماعى خويش حاكم باشند. در عين حال بايد تأكيد كرد كه قانون اساسى ج. ا. ا. مبانى اين نوع نگرش را از آموزههاى اسلام گرفته و جمهوريت و اسلاميت نظام را با هم مطرح كرده است.
در جامعه ما انتخابات براى اعمال نظر و رأى مردم در اداره امور جامعه چه درسطح ملى و چه در سطح محلى و حتى در سطح رهبرى جامعه به عنوان نماد جمهوريت نظام در قانون اساسى پذيرفته شده و بر آن تأكيد گرديده است. قانون اساسى با پذيرش اصل ولايت فقيه كه ريشه در اصل ولايت شيعى از طريق نصب عام الهى دارد، شيوه انتخاب ولى فقيه را به عنوان عالىترين مقام رسمى كشور برعهده برگزيدگان مردم كه خبرگان باشند، قرار داده است. بنابراين دكترين حاكميت در قانون اساسى ج. ا. ا. در چارچوب نظريه مردمسالارى دينى قابل توضيح مىباشد.