مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٦٠
عمومى» در حقوق عمومى پيدا مىكند و در اين صورت تأثير مستقيم آن بر هنجارانگارى و مشاركت جامعه مدنى در اين زمينه، بيشتر خواهد بود.
پ- نقش عقل بشرى در اجتهاد و قانونگذارى
حدود دخالت و تأثيرگذارى عقل بشرى در اجتهاد و قانونگذارى عامل ديگرى است كه مىتواند، نقش مشاركت جامعه مدنى را در هنجارانگارى نظام اسلامى روشن نمايد.
در اين زمينه نيز، اختلاف و مناقشه پايدارى درميان دو دسته اصحاب رأى (اصوليين) و اصحاب حديث (ظاهريه در اهل سنت و اخباريون در شيعه) وجود داشته است. دسته دوم قائل به حجيت و اعتبار عقل نيستند و آن را منبع مستقلى براى استنباط احكام شرعى نمىشناسند. در صورتى كه به نظر دسته اول «عقل» يك منبع مستقل براى استنباط احكام شرعى و فهم متون دينى است كه حجيت دارد، اگر چه حجيت آن مطلق نيست. اين ديدگاه با پذيرش نقش عقل در تشخيص مقتضيات زمان و مكان، مىتواند زمينه دخالت و تأثير تحولات جامعه در پويايى احكام شرعى را فراهم نمايد.
اصوليين شيعه، عقل يا دليل عقلى را منبع يا دليل چهارم مىدانند. اما علماى اهل سنت، به جاى آن قياس را به كار مىبرند. ضمن اينكه در كاربرد منابع ديگرى مثل استحسان، مصالح مرسله و سد ذرايع در نزد برخى از مذاهب اهل سنت نيز عقل نقش به سزايى دارد.
در زمينه تعريف و دامنه كاربرد عقل درميان علماى اصولى شيعه نيز ديدگاههاى مختلفى وجود دارد.[١] در اينجا به يك تعريف مناسب بسنده مىكنيم. محقق قمى در كتاب قوانين الاصول «دليل عقلى» را چنين تعريف كرده است: «حكم عقلى يوصل به الى الحكم الشرعى و ينتقل من العلم بالحكم العقلى الى العلم با لحكم الشرعى؛ حكم عقلى، حكمى است كه با
[١] - به نقل از: سيد مصطفى محقق داماد، تحليل و بررسى احتكار از نظر گاه فقه اسلام، چاپ اول، تهران: انديشه هاى نو در علوم اسلامى، ١٣٦٢، ص ٣٦.