مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣٠
مالكيت نسبت به كسب و كار خود، امكان كسب و كار را از ديگرى سلب كند.»[١]
برخلاف نظامهاى سوسياليستى كه مالكيت خصوصى را نفى مىكنند، قانون اساسى ايران، مالكيت خصوصى را به رسميت مىشناسد و محترم مىشمارد:
«مالكيت شخصى كه از راه مشروع باشد محترم است. ضوابط آن را قانون معين مىكند.»[٢]
از جمله مالكيتهاى نامشروع كه قانون اساسى هيچ احترامى براى آنها قايل نيست، مسائلى است نظير مانند موارد زير:
«دولت موظف است ثروتهاى ناشى از ربا، غصب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار، سوءاستفاده از موقوفات، سوءاستفاده از مقاطعهكارىها و معاملات دولتى، فروش زمينهاى موات و مباحات اصلى، داير كردن اماكن فساد و ساير موارد غيرمشروع را گرفته و به صاحب حق رد كند و در صورت معلوم نبودن او به بيتالمال بدهد. اين حاكم بايد با رسيدگى و تحقيق و ثبوت شرعى به وسيله دولت اجرا شود.»[٣]
قانون اساسى براى تحقق اهداف و آرمانها، از جمله حفظ استقلال و رسيدن به مرحله خودكفايى و توزيع ثروت به نحو عادلانه و جلوگيرى از انحصار و احتكار، امور اقتصادى را در سه بخش دولتى، تعاونى و خصوصى قرار داده است:
«نظام اقتصادى جمهورى اسلامى ايران بر پايه سه بخش دولتى، تعاونى و خصوصى با برنامهريزى منظم و صحيح استوار است.
بخش دولتى شامل كليه صنايع بزرگ، صنايع مادر، بازرگانى خارجى، معادن بزرگ، بانكدارى، بيمه، تأمين نيرو، سدها و شبكههاى بزرگ آبرسانى، راديو و تلويزيون، پست و تلگراف و تلفن، هواپيمايى، كشتيرانى، راه و راهآهن و مانند اينها است كه به صورت مالكيت عمومى و در اختيار دولت است.
[١] - قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، اصل ٤٦
[٢] - پيشين، اصل ٤٧
[٣] - پيشين، اصل ٤٩.