مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٦
و رسول او فردى را انتخاب نكرده باشند و كار را به مردم واگذاشته باشند، ولى در صورتى كه خدا و رسول فردى را معرفى نمايند تكليفى ديگر، بر آنها نخواهد بود.
اين روايت ناظر به وجه جمعى است كه ديگر روايات را تفسير مىنمايد؛ يعنى رواياتى كه در رهبرى خلفاى اثناعشر آمده و رواياتى كه مردم را در انتخاب رهبر آزاد دانسته و تنها شرايط و اوصاف رهبرى را بيان داشتهاند، به هم مىپيوندد.
از جمله فقيهانى كه طرفدار اين نظريه بودهاند، آخوند خراسانى، ميرزاى نائينى، شهيد سيد محمدباقر صدر و سرانجام شخص امام خمينى (ره) مىباشند كه به متن گفتار اين بزرگواران اشاره خواهيم داشت از آنجا كه راى آيتالله علامه نائينى را در آغز بحث ضمن بررسى آيات حاكى از مردمسالارى آورديم، از بيان آن درمىگذريم.
شهيد محمدباقر صدر و مردمسالارى دينى
شهيد صدر (ره) بر اين باور است كه در دوران غيبت امام معصوم نظر فقهاى شيعه و اهلسنت به هم نزديك شده و در حقيقت يكسان مىانديشند با اين تفاوت كه اهلسنت تنها يك نفر را از محدوده انتخاب مردمى استثناء نمودهاند و او شخص رسول خداست كه
خليفةالله
و منتخب خداوند است ولى فقهاى شيعه پيامبر (ص) و ١٢ نفر ديگر را نيز مستثنى دانستهاند. ولى در غير مورد امامان معصوم حاكم اسلامى را منتخب مردم دانسته و مشروعيت كار حاكم را معلول رأى اعتماد مردم دانستهاند. بنابراين شيعه و سنى مشروعيت حكومت را به اراده مردم وابسته مىدانند، چه اينكه خداوند آنان را چنين مكلف ساخته و انتخاب آنان در چهارچوب قانون انتخابات با رضايت الهى نيز همراه خواهد بود. بنابراين شخص واجد شرايط رهبرى تا بهوسيله مردم انتخاب نشده است مثل همه شهروندان داراى يك حق رأى خواهد بود و اختيار دخالت در هيچ امر اجتماعى را نخواهد داشت. چنانكه مردم نيز نمىتوانند