مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣٧
نمودهاى مردمسالارى در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران (حدود قدرت دولت)
خديجه سلطان محمدى[١]
مقدمه
بشر همواره اين دغدغه را داشته است كه چگونه از شر ستم و ستمگران و فزونخواهى قدرتمندان رهايى يابد و از نيروى مردم در ساخت و ساز جامعه و بهبود اوضاع آن بيشتر استفاده كند. در يونان باستان، براى حل اين مسئله، دموكراسى (حكومت به وسيله مردم يا حكومت براى مردم) پديد آمد كه گونهاى دموكراسى مستقيم و با مشاركت همه شهروندان بود. در عصر ما با توجه به گسترش اجتماعات انسانى، افزايش جمعيت در عمل ايجاد چنين حكومتى امكان ندارد. بىعلاقگى بسيارى از مردم به امور سياسى، نبود وقت و فرصت كافى و نيز لزوم داشتن تخصص براى اداره جامعه، موجب شده است كه در دوره معاصر، دموكراسى غيرمستقيم و مبتنى بر اصل نمايندگى به عنوان شكل غالب و مطلوب مطرح شود كه با الگوها و شكلهاى مختلفى تاكنون ادامه يافته است.[٢]
[١] -
[٢] - براى مطالعه بيشتر پيرامون اين تحولات و نيز الگوهاى مختلف دموكراسى: ر. ك: هلد، ديويد. مدلهاى دموكراسى، ترجمه عباس مخبر،، ج اول.