مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧١
قدرتهاى قرار دارد.[١] بنابراين هنگامى كه گفته مىشود دولت حاكم است، بدين معنى است كه در حوزه اقتدارش داراى نيرويى است خودجوش كه از نيروى ديگرى بر نمىخيزد و قدرت ديگرى كه بتواند با او برابرى كند وجود ندارد ... هرگونه صلاحيت ناشى از او است ولى صلاحيت او از نفس وجودى برمىآيد و از ويژگىهايى چون دوام، مطلق بودن، عام بودن و تفكيك ناپذيرى برخوردار است و در عين حال واقعيت يگانهاى را بيان مىكند و آن بيانكننده قدرتى است كه بالاتر از آن قدرتى وجود ندارد (قاضى، همان) و اين همان تعبيرى است كه ابنخلدون نيز به آن اشاره كرده است. وى در تعريف حاكميت كامل مىگويد: بالاتر از دست او دست قدرتمندى نباشد».[٢] بنابراين دولت داراى عالىترين قدرت سياسى يا به اصطلاح حاكميت سياسى است كه يك حق و امتياز براى آن به شمار مىرود. دولت نماينده و نماد جامعه مدنى است.
منشأ حاكميت
صلاحيت حاكميت يكى از مسائل مهم حقوق اساسى است به اين معنى كه قدرت از كجا ناشى مىشود و در كجا قرار دارد و حق حاكميت به عنوان صلاحيت برتر در يك جامعه از آن چه كسى است؟ تاكنون پاسخهاى گوناگونى به اين پرسشها دادهاند و روى هم رفته مىتوان به دو پاسخ اساسى توجه كرد: يكى نظريه حاكميت ماورايى[٣] و ديگرى نظريه مردمسالارى كه البته هر كدام نيز قرائتها و تفسيرهاى گوناگونى دارند.
نظريه ماورايى حاكميت: اين نظريه از ديرينهترين نظريههاى حاكميت است. با شكلگيرى نظام سياسى در جامعه و تقسيم انسانها به دو گروه فرمانروا و فرمانبر، مردمى كه
[١] - عبدالرحمن عالم، بنيادهاى علم سياست، ص ٢٥
[٢] - ابن خلدون. مقدمه ابنخلدون، ص ١٨٨
[٣] - اين اصطلاح را نگارنده اين مقاله براى مجموعه ديدگاهها فرازمينى حاكميت ارايه كرده است.