مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٦٧
مردمسالارى دينى و قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران
دكترجلال درخشه[١]
مقدمه
منشأ قدرت و مشروعيت دولتها از كجاست؟ اين پرسشى است كه همواره در تاريخ بشر در حوزه انديشه، فلسفه و سياست مطرح شدهاست. كندوكاو براى پاسخ به اين پرسش به شكلگيرى نظريههاى گوناگون سياسى و فلسفى انجاميده است تا در پرتو آن نحوه رابطه حكومت و مردم تبيين و توجيه گردد. طرح اين مسئله با شكلگيرى نخستين سازمانهاى حكومتى و سياسى در تاريخ بشر همزاد بوده است.
با رويكردى تبارشناسانه مىبينيم كه ديرينهترين ديدگاه درباره منشأ قدرت و به تبع آن حاكميت حكومتها، نظريه حاكميت الهى است كه عمدتاًدر چارچوب اديان الهى بيان شده است. ويژگى اساسى اين ديدگاه اختصاص حاكميت مطلق به خداوند است و در چارچوب آن خاستگاه قدرت سياسى و حاكميت آفريدگار هستى است. در جهان معاصر به ويژه در غرب خاستگاه متفاوتترى براى حاكميت مطرح گرديد و انديشمندان غربى موضوع حاكميت را تحت بررسىهاى ژرفترى قرار دادند. اين بررسىها و نتايج آنها به خودى خود يكى از شاخصههاى مهم تفاوت بين تاريخ فلسفه سياسى و حقوقى كلاسيك و مدرن به شمار
[١] - رئيس دانشكده علوم سياسى دانشگاه امام صادق( ع).