مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٥٠
در برابر او» معرفى شده است.
همچنين در اصل ٥٦ و ابتداى فصل ٥ با عنوان حق حاكميت ملت و قواى ناشى از آن آمده است:
«حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعى خويش حاكم ساخته است. هيچكس نمىتواند اين حق را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهى خاص قرار دهد و ملت اين حق خداداد را از طرقى كه در اصول بعد مىآيد اعمال مىكند.»
براساس اين اصل، انسان در يك رابطه طولى به حق حاكميت بر سرنوشت خود دست يافته است[١] و اين حق، يك حق فطرى و تكوينى و غيرقابل سلب است. معناى حاكميت بر سرنوشت خود آن است كه انسان در امور خود حق انتخاب و تصميمگيرى دارد.
در واقع مردمسالارى ناشى از رويكرد هستىشناسانه خاص توحيدى است كه در عمل اجتماعى ظهور مىيابد.
كرامت انسان: براساس اصل ٢ قانون اساسى يكى از پايههاى نظام جمهورى اسلامى، ايمان به «كرامت و ارزش والاى انسان و آزادى توأم با مسئوليت او در برابر خدا» مىباشد.
كرامت و ارزش انسان، يك امر ذاتى و طبيعى است. اين امر ذاتى مهم اقتضا مىكند كه انسان آزاد و در عين حال مسئول باشد. حق انتخاب، انواع آزادىها و پاسخگويى صاحبان قدرت از يك جهت ناشى از اين ويژگى تكوينى است كه در آفرينش انسان قرارگرفتهاست.
ب) مشاركت همه جانبه
بند ٨ از اصل ٣ قانون اساسى، دولت را موظف كرده است كه همه امكانات خود را براى «مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى خويش»
[١] - عباسعلى عميد زنجانى، انقلاب اسلامى ايران( علل، مسايل و نظام سياسى)، ص ١٦٢.