مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٣٤
نظارتى اعمال نمىشود. درحالى كه رهبرى كه داراى اختيار نظارت بر قواى سه گانه است، خود تحت نظارت اين مجلس است.
- مصوبات اين مجلس براى اعمال و تحقق، نياز به تأييد هيچ مرجعى در جمهورى اسلامى ندارد و اين در حالى است كه مصوبات مجلس شوراى اسلامى نيازمند تأييد شوراى نگهبان است.
- تعيين شكل و شيوه برگزارى انتخابات، تصويب آيين نامهها و ساير مقررات اين مجلس نيز در اختيار و صلاحيت اعضاى آن است.[١]
- اين مجلس اعتبار و مشروعيت خود را به طور مستقيم از مردم مىگيرد و الزامى براى پاسخگويى به هيچ يك از مراجع و نهادهاى سياسى و قانونى كشور ندارد. اگر چه در سوگند نامه، خود را در برابر ملت غيور ايران مسئول مىداند.
اختيارات مجلس خبرگان
١) انتخاب رهبر جمهورى اسلامى ايران، به عنوان عالىترين مقام رسمى كشور؛[٢]
٢) نظارت بر بقا شرايط در رهبرى؛[٣]
٣) عزل و بركنارى رهبرى.[٤]
بر اساس اين ويژگيها و اختيارات مىتوان گفت كه مجلس خبرگان نيز يكى از منابع مهم قدرت در جمهورى اسلامى است. چنانچه اين مقطعبندى قدرت را بپذيريم، مىتوان توزيع منابع قدرت در جمهورى اسلامى و نظارتپذير شدن آن را كه هدف اصلى تفكيك قوا مىباشد، مشاهده كرد.
[١] - اصل ١٠٨
[٢] - اصل ١٠٧
[٣] - اصل ١١١
[٤] - پيشين.