مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٩
با اين توضيح درباره واژه مطلقه دراصل ٥٧ به تبيين الگوى تفكيك قوا در جمهورى اسلامى مىپردازيم.
تحليل الگوى تفكيك قوا در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران
ولايت مطلقه فقيه قوه تعديل كننده:[١] اگر چه شكل رايج تفكيك قوا به صورت قواى سهگانه است، اين انديشه از سوى برخى صاحبنظران نقد شده است. برخى افزون بر سه قوه از قوه ديگرى به نام مؤسس[٢] براى تكميل نام بردهاند و معتقدند كه قوه مؤسس نخستين و پايدارترين مظهر بروز حاكميت در جامعه است.[٣]
اما افرادى نظير بن ژامن كنستان با درك برخى چالشهاى تفكيك قواى كلاسيك، مانند عدم توزيع قدرت مساوى ميان قواى سهگانه و برترى يك قوه بر قواى ديگر، معتقد بودند كه در اين حالت همواره احتمال سوءاستفاده قدرت برتر وجود دارد. به طور مثال قوه مجريه در شكل تفكيك قواى كامل و شكل رياستى حكومت قدرت برتر است و در نمونههاى خارجى از اين مدل مثل آمريكا به خوبى تفوق رئيسجمهور بر كنگره ديده مىشود به گونهاى كه رئيسجمهور حق وتو مصوبات مجلس آمريكا را دارد. يا قوه مقننه در شكل تفكيك قواى نسبى و شكل پارلمانى آن كه توان نظارتى قوا بر روى يكديگر در اثر آن برهم مىخورد.
اين افراد با ذكر چنين چالشهايى و براى بيرون رفتن از آن از قوه چهارمى سخن مىگويند كه بر خلاف قواى سهگانه، قوه تعديلكننده بىطرف و فوق ساير قواست؛ يعنى اگر ميان پارلمان و هيأت دولت اختلافى بروز كند، قوه تعديلكننده مىتواند دخالت كند و كشور را از بحران و دولت را از خطر سقوط و جامعه را از هرج و مرج نجات بخشد. ازديگر كار
[١] -Pouvoir Eguilibire
[٢] -Pouvoir Constituant
[٣] - ابوالفضل قاضى، پيشين، ص ١٧٠