مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢١٨
ب) جلوگيرى از تمركز قدرت: تفكيك قوا افزون بر تخصصى كردن امور و جلوگيرى از دخالت قوا در امور يكديگر، كار ويژه مهمى ديگرى دارد كه عبارت است از روشى كه از ايجاد قدرت متراكم در دست يك شخص و يا گروه جلوگيرى مىنمايد؛ يعنى گونهاى توزيع قدرت است و عموماً برداشت و فهم متعارف از تفكيك قوا نيز بيشتر بر اين كار ويژه تمركز دارد و با خاستگاه و ريشههاى اجتماعى و تاريخى شكلگيرى اين انديشه تطابق بيشترى دارد.
بنابراين تفكيك قوا: دستيابى به روش سياسى است كه ضمن طبقهبندى وظايف و مسؤليتهاى قوا و نهادهاى حكومتى، از انفصال و پراكندگى دستگاههاى حكومتى و مهمتر از همه از تمركز قدرت در دست يك شخص يا گروهى اقلّيت جلوگيرى مىنمايد.[١]
البته اين كار ويژه تفكيك قوا نيز با اختلاف ديدگاه در ميان متفكران روبهروست. برخى از متفكران مانند برتراند راسل در كارايى تفكيك قوا براى جلوگيرى از كاربرد خودسرانه قدرت ترديد دارند و آن را مغاير با كفايت مىدانند.[٢] برخى ديگر نه تنها نسبت به كارايى تفكيك قوا در جلوگيرى از فساد قدرت ترديد دارند، بلكه در تحليل واقعيت نظامهاى سياسى، تفكيك قوا را تفكيك فساد به جاى تمركز فساد تعبير كردهاند و معتقدند تا انسانهاى صالح و درستكار كه از مهار قدرت درونى برخوردارند، زمام امور جامعه را به دست نگيرند، صرف تقسيم قوا براى جلوگيرى فساد، كارساز نيست و حداكثر به تفكيك فساد در بين قوا مىانجامد. «بنابراين راه حل اساسى جلوگيرى از مفاسد قدرت بر خوردارى از تقوا و صلاحيتهاى اخلاقى است ... زيرا باتفكيك قدرت، فساد تفكيك مىشود.»[٣]
انديشمندان مسلمان و تفكيك قوا
درباره تفكيك قوا ديدگاههاى گوناگونى آمده است. اگر چه به طور عمومى در اين باره
[١] - عباس على عميد زنجانى. فقيه سياسى در مبانى جمهورى اسلامى ايران، ج ١، چ سوم، تهران: اميركبير، ١٣٧٣، ص ١١٣
[٢] - راسل، برتراند، قدرت، مترجم نجف دريابندرى، ص ٣٤٤
[٣] - به نقل از محمد تقى مصباح يزدى، محمد جواد نوروزى، نظام سياسى اسلام،( چاپ دوم ١٣٨٠)، ص ١٢٦.