مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٠٤
نيرومند ميان دولت و ملت، ارجمندى و نيرومندى دين و حق، برپايى روشهاى دينى، استوارى نشانههاى عدالت و اجراى صحيح سنت، شكست دشمنان دولت اسلامى و بقاى آن به نيروى مردم.
ضمانت اجرايى اين حقوق، خود دولت و ملت مىباشند. مردم صالح نگرند مگر با حكومتى شايسته و واليان نيز نيكو رفتار نمىگردند؛ مگر با پافشارى مردم بر حقوق خود و شكيبايى آنان.
فراز پنجم:
«واذا اغلبَت الرعيتهُ و اليَها، وأحجَفَ الواليُ برعيَتهِ إختلفَت هنا لكَ الكلمتهَ و ظهرَت معالِمُ الجورِ، كَثُرَ الإدغالُ في الدين و تُرِكَت مَحَاجُ السُنَنِ فَعُمِلَ بالهَوي و عُطَعَت الأحكامُ. و كَثُرَت عِللُ النفوسِ فلا يُستَوحَشَ لعظيمِ حقُ عُطَلَ. ولالعظيم باطلٍ فُعِلَ فهُنالِك تَذِلي الأبرارُ و تعزُ الأشرارُ و تعظُمُ تَبِعاتِ الله عندَالعباد
.» اين فراز به تبيين نتايج نارضايتى از حقوق متقابل دولت و ملت مىپردازد. اگر مردم بر حكومت چيره شدند به گونهاى كه نظم جامعه به خطر افتاد و هرج و مرج همه جا را فرا گرفت و يا از ديگر سو، دولت به ملت احجاف كرد و حقوق آن را ادا نكرد؛ يعنى هر دو به وظايف خود در برابر ديگرى عمل نكردند، نابسامانىهاى اجتماعى و اختلافات آشكارا خواهد شد. منظور از چيرگى مردم بر حكومت، آن نيست كه مردم زمام حكومت را در دست بگيرند، بلكه هرج و مرج و بىثباتى سياسى براثر بىنظمى امور، مصداق كلام على (ع) است. نمونه بارز هرج در عصر ما سوءاستفاده گروهى چون حزب توده و ديگران در روزگار ماجراى ملى شدن صنعت نفت ايران بود. تودهايها از آزادى بيان دوره مصدق سوء استفاده كردند و جامعه را به آشوب كشاندند. شاه بهره اصلى را از كارآنان گرفت و كودتاى ٢٨ مرداد را به راه انداخت.
اين ستمكارى هميشه از سوى دولت نيست و مردم نيز مىتوانند ستمكار باشند. چنان كه