مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٠١
است. از آن رو به مردم اجازه و آزادى بيان مىدهد.
صحنههاى شكوهمند دوران كوتاه زمامدارى على (ع) كم نيست و آنچنان تكان دهنده است كه با گذشت ١٤ سده، تن هر انسان آزادهاى را مىلرزاند. از زيباترين اين برخوردها، شيوه رفتار على (ع) با مخالفان خود است. فردى منافق از دشمنان على (ع) در جنگ با وى كشته مىشود. پس از چندى على (ع)- كه همواره و در همه زواياى جامعه خود حضور دارد- به وضع زندگى نابسامان خانواده او پى مىبرد و به جبران غفلت خود در اين مدت، به خانه او مىرود و براى آنان نان مىپزد و با كودكانش بازى مىكند. صورت خود را به آتش سوزان تنور نزديك مىكند تا خليفه مسلمانان و رئيس جامعه اسلامى به سزاى بىخبرى از چگونگى زندگى خانواده دشمن او- كه به دست و شمشير او كشته شده است- خود را كيفر كند و مزه عذاب الهى را در در اين جهان بچشد. او خود را مركب كودكان دشمنش مىكند و از همان نانى كه آنان مىخورند، مىخورد و به آنان كمك مىكند، مبادا در دولت على (ع)، كسى سر گرسنه بر زمين بگذارد، اگرچه خانواده دشمن او باشد. پس از آنكه زن برحسب اتفاق، على (ع) را مىشناسد- نه تنها به وحشت نمىافتد كه اين خليفه مسلمانان بود كه من در حضورش بارها به خود او دشنام دادم- ايمان مىآورد كه همسرش به حق كشته شده است.
على (ع) باور دارد كه اين حقوق دو سويه؛ فرضيه الهى استثناء ناپذيرند و على (ع) را نيز- هر چند معصوم (ع) و زمامدار جامعه اسلامى- در برمىگيرند و على (ع) از آن رو از همسر دشمن خود پوزش مىخواهد و خود را به زبانه آتش نزديك مىكند كه مىداند اين حقوق، «فريضه» اند و «
لكل علي كلٌ
». اين حقوق الهى شوخى بردار نيستند.
مردم صالح نگردند مگر با حكومتى شايسته و واليان نيز نيكو رفتار نمىگردند مگر به درستكارى و استقامت مردم، از آن رو كه بيشتر مردم پيرو قدرت حاكم جامعهاند- و فقط گروه اندكى مستقلانه مىانديشند- شايستگى و نيكو رفتارى حكومت مىتواند مردمى شايسته