مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٩٤
مىفرمايد: «ملت سامان نيابد مگر با اصلاح زمامداران و زمامداران اصلاح نشوند جز با استقامت ملت.»
از نگاه امام على (ع) جز در موارد جنگ و مسائل مهم نظامى و امنيتى مردم حق دانستن دارند: «آگاه باشيد حق شماست كه جز اسرار جنگى هيچ سرى را از شما پوشيده ندارم و در امورى كه پيش آيد بدون مشورت شما اقدامى نكنم.»[١]
يكى از اصحاب آن حضرت از ايشان پرسيد كه چگونه قوم، شما را با وجود صلاحيتى كه داشتيد كنار زدند؟ حضرت در ابتدا حق پرسشگرى ايشان را تأييدكرد و فرمود: «
ولك حق المسأله
: تو حق پرسش دارى.»[٢]
مصاديق حقوق متقابل دولت و ملت در سيره علوى
امام على در زمينه آنچه خداوند بر پيشوايان حق واجب كرده مىفرمايد:
«انه ليس علي الامام الا ما حمل من امرربه: الابلاغ في الموعظه، الاجتهاد في النصحيه و الاحياء للسنته اقامته الحدود علي مستحقما و اصدار السهمان علي اهلها
؛ به يقين چيزى بر امام واجب نيست جز وظيفهاى كه پروردگار برعهدهاش نهاده: كوتاهى نكردن در موعظه و اندرز، كوشش در خيرخواهى، زنده كردن سنت، اجراى حدود الهى بر آنان كه سزاواران هستند و رساندن سهام به كسانى كه سهم مىبرند.»[٣]
در جاى ديگر حضرت على (ع) بهترين دولت را، دولتى مىداند كه مردم در روزگار آن داراى زندگى خوبى باشند وعدالت آن در ميان مردم گسترده باشد.[٤]
بر پايه حديث شريف ياد شده، داشتن زندگى خوب حق مردم است و دولت دينى بايد براى
[١] - نهجالبلاغه، خطبه ٥٠
[٢] - پيشين، خطبه ١٦٢
[٣] - پيشين، خطبه ١٠٥
[٤] - غرر الحكم، ٣٢٦١.