مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٩١
را هدايتگر انسانها دانستيم بايد پيامدهاى آن را هم بپذيريم. كار ويژه حكومت دينى در امور سياسى و اجتماعى جامعه بر دو گونه است:
كار ويژه عام: اين اهداف عام كار ويژه هر حكومتى است خواه دينى باشد و خواه غيردينى:
بستن پيمانهاى حسن همجوارى، نقض نكردن كنوانسيونهاى بينالمللى، بهداشت عمومى، آموزش همگانى، حفظ تماميت ارضى، تأمين آزادى و حقوق افراد و ... اگر اين كارها انجام گرفت، فخرى براى دولت نيست و اين امور به عهده هر حكومتى است.
كار ويژه خاص: پرسش اصلى اين است كه دولت از انجام كار ويژههاى عام چه اهدافى را دنبال مىكند؟ آيا هدف حكومت دينى پس از ارايه خدمات همگانى، تقويت دولت است در الگوى مردمسالارى دينى هدف «هدايت جامعه» و تربيت انسانها در پرتو عقلانيت و توجه به آزادىهاى مشروع فردى است. دولت يك ناظر و يك هادى است كه مىخواهد زمينههاى رشد و اعتلاى مادى و معنوى انسانها را فراهم كند. اين اهداف لزوماً تعبدى نيستند و بسيارى از آنها عقلايى است و احكام دين در اين موارد امضايى است نه تأسيسى.
آنچه اهميت دارد آن است كه بدانيم با كدام روش بهتر مىتوان جامعه را اداره كرد و اينكه با توجه شرايط زمانى و مكانى، به لحاظ عقلايى كدام روش بهتر پاسخگو است. سياستى دينى است كه در راستاى اهداف دين باشد؛ يعنى اهداف دين را دنبال كند و با احكام شرع مغايرت نداشته باشد. نكته بنيادين ديگر آن است كه تكثر در برنامههاى سياست دينى پذيرفته شده است و براى رسيدن به يك هدف با پذيرفتن يك سرى اصول و روشها، مىتوان برنامهها و سياستگذارىهاى متعددى را در پيش گرفت. سياست دينى افزون بر آشنايى دين، عقل و درايت اجتماعى و بصيرت مىخواهد. ديندارى كه نداند در چه زمان و مكانى زندگى مىكند، سياستمدار دينى نيست.