مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨٨
بشر به معناى واقعى آن همراه با معنويت و اخلاق تضمين شود. در واقع جامعه انسانى به يك مدل و شيوه تازه از حكومت نياز دارد كه ضمن اهتمام به مشاركت واقعى مردم در تعيين سرنوشت خويش، از نقايص ذاتى و ناكارآمدى دموكراسى غربى منزه باشد، اين مدل شيوهاى جز مردمسالارى دينى نيست.
در زمينه مردمسالارى دينى يادآورى چند نكته لازم به نظر مىآيد:
هرگز نبايد مردمسالارى دينى را با دموكراسى غربى مساوى دانست. انديشه مردمسالارى دينى بر اين اصل استوار است كه انسان موجودى مختار است و درباره هدايت خويش مسئوليت دارد و با رضايت خويش به پذيرش دين و احكام آن اقدام مىكند. براساس اين نظريه، حكومتى كه خود را به رعايت احكام الهى متعهد مىنمايد، با اراده مردم تحقق مىيابد.[١]
مردمسالارى دينى به معناى تركيب دين و مردمسالارى نيست بلكه يك واقعيت در جوهره نظام اسلام است چرا كه اگر نظامى بخواهد بر مبناى دين عمل كند بدون مردم نمىشود، ضمن آنكه تحقق حكومت مردمسالارى واقعى هم بدون دين امكانپذير نيست.[٢]
اينكه برخى مىگويند در مردمسالارى دينى جا براى وضع هيچ قانونى وجود ندارد، يك توهم است كه از نداشتن درك درست از نظريه مردمسالارى دينى ناشى مىشود. زيرا كه افزون بر لزوم نهادينه كردن آموزههاى دينى از راه دادن قالبهاى قانونى به آنها و مقررات مربوط به اجرايى شدن آن قوانين، بسيارى از قوانين مورد نياز جامعه قوانين عرضى هستند كه بايد در چارچوب آن اصول اسلامى تدوين و نهادينه شوند.[٣]
در انديشه مردمسالارى دينى افزون بر آنكه به نظارتهاى بيرونى و پاسخگو بودن حاكمان در برابر نهادهاى بشرى براى جلوگيرى از ديكتاتورى اكثريت و محدود كردن
[١] - محسن قمى، دموكراسى و مردمسالارى دينى، ص ١١٧
[٢] - از سخنان مقام معظم رهبرى، ١٣ دي ٧٩
[٣] - محسن قمى، پيشين، ص ١٢٥.