مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨١
اينجا به اختصار به برخى از آنها اشارهمىنماييم[١]:
تعريف روانشناختى: دين احساسات، اعمال و تجربيات افراد در هنگام تنهايى است آنگاه كه خود را در برابر هر آنچه كه الهى مىنامند، مىيابند. (ويليام جيمز)
تعريف جامعه شناختى: مجموعهاى از باورها، اعمال، شعاير و نهادهاى دينى كه انسانها در جوامع گوناگون بنا كردهاند. (تالكوت پارسونز)
تعريف طبيعت گرايانه: مجموعهاى از اوامر و نواهى كه مانع عملكرد استعدادهاى ما مىشود (ايناخ) و همان رويكرد با همدلى بيشتر «دين همان اخلاق است كه احساس و عاطفه به آن تعالى، گرما و روشنى بخشيده است». (ماتيو آرنولد)
تعاريف دينى: دين اعتراف به اين حقيقت است كه همه موجودات تجليات نيرويى هستند كه فراتر از علم و معرفت ماست. (هربرت اسپنسر)
بر پايه گفتههاى آنان اصطلاح دين داراى يك معناى واحد كه مورد قبول همه باشد، نيست. بلكه پديدارهاى متعدد فراوانى تحت نام دين گرد مىآيند كه به گونهاى با هم ارتباط دارند. ارتباطى كه «لودويك ويتگنشاين» آن را شباهت خانوادگى
family resemblance
مىنامد.[٢]
دانشمندان اسلامى هم تعاريف گوناگونى براى دين ارايه كردهاند كه برخى از آنها را به اختصار مىآوريم:
علامه طباطبايى چند بار در تفسير الميزان، دين را تعريف كرده است: دين در عرف قرآن، به سنت و روش اجتماعى كه در جامعه حكمفرماست، گفته مىشود.[٣] يا: دين چيزى نيست جز روش زندگى و راهى كه اگر كسى آن را بپيمايد، سعادتمند مىشود.[٤] يا: دين نوعى زندگى در دنياست كه صلاح دنيا را همراه با كمال اخروى و زندگى جاويدان نزد
[١] - ر. ك: جان هيك، فلسفه دين، ترجمه بهرام راد، تهران: انتشارات بينالمللى الهدى، ١٣٧٢، صص ٣- ٢٢
[٢] - پيشين، صص ٤- ٢٣
[٣] - محمدحسين طباطبايى، تفسير الميزان، سيدمحمدباقر موسوى همدانى،( قم: دفتر انتشارات اسلامى)، ج ١٠، ص ١٩
[٤] - پيشين، ج ١٦، ص ١٧٨.