مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٣
وسايل رسيدن به آنها را خودش تعيينكند. اين تعبير به «اصل اوّلى عدم ولايت هيچ كس بر ديگرى در اسلام» خيلى نزديك است.
كوهن ضمن تفكيك دو معناى ادارى و ارشادى «حكومت كردن»، معناى اصلى حكومت كردن را عبارت از پىريزى هدفها و خط مشى سياسى و جهت بخشيدن به افراد تحت حكومت مىداند.[١] وى بر اين باور است: براى همه افراد جامعه اين امكان هست كه در تعيين هدفهاى مشترك شركت كنند و در اين صورت مىتوان چنين جامعهاى را «خود- مدير» ناميد. اين گونه خود رهبرى يا خودمختارى، همان دموكراسى است كه مردم در آن بر خود حكومت مىكنند.
بدين لحاظ، مىتوان گفت كه آرمان مشاركت مستقيم همه مردم در حكومت، در فرآيند زمان به نوعى حكومت نمايندگى يا حكومت به وسيله نمايندگان برگزيده اكثريت مردم تأويل شده است كه به دموكراسى پارلمانى يا دموكراسى نمايندگى معروف مىباشد. ليپست در ديباچه دايرهالعمارف دموكراسى با اشاره به مبناى فرهنگى و تاريخى تعريف دموكراسى و تفاوت آن نزد افراد و ملتهاى مختلف، سه ويژگى نظامهاى دموكراتيك را نسبت به نظامهاى غيردموكراتيك به اين صورت مطرح مىكند:[٢] بهنظر وى در قلمرو نظامهاى دموكراتيك:
* بر سر احراز مناصب دولتى رقابت وجود دارد.
* براى تصدى سمتها يا مقامها، بدون استفاده از زور يا اجبار و بىآنكه هيچ گروهى در جامعه حذف يا محروم شود، در دورههايى مشخص انتخابات منصفانه برگزار مىشود.
* آزادىهاى مدنى و سياسى وجود دارد تا صحّت و انسجام مشاركت و رقابت سياسى تضمين شود.
[١] - كوهن، كارل. پيشين، صص ٢٤- ١٧ و ص ٢٥
[٢] - ر. ك: ليپست، پيشين، ج ١، صفحه يازدهم ديباچه.