مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٢٨
تاريخى جالب و خواندنى است:
آوردهاند كه در روزگار حكومت على (ع) پيرمردى مسيحى كه عمرى كار كرده و زحمت كشيده بود. كور و درمانده شده بود و پيرى و سستى بر او غلبه كرده بودند. تا جايى كه جز گدايى راهى برايش باقى نمانده بود. وى در كنار كوچهها مىايستاد و گدايى مىكرد و به زندگانى دشوار و مشقتبار خويش ادامه مىداد.
روزى اميرالمؤمنين على بن ابىطالب عليه السلام بهصورت اتفاقى وى را در آن حال ديد و درصدد جستجوى احوال او برآمد تا ببيند چه شده است كه اين پيرمرد به اين روز افتاده است؟ آيا فرزندى ندارد كه او را تكفل كند؟ آيا راهى ديگر وجود ندارد كه اين پيرمرد در آخر عمر آبرومندانه زندگى كند و گدايى نكند؟
كسانى كه پيرمرد را مىشناختند، گواهى دادند كه اين پيرمرد مسيحى است و تا جوانى و چشم داشته كار كرده است و اكنون چون ذخيرهاى ندارد، گدايى مىكند.
امام على عليهالسلام فرمود: عجب! تا وقتى كه توانايى داشت، از او كار كشيدند و اكنون او را به حال خود گذشتهايد؟! سوابق اين مرد حكايت مىكند كه در مدتى كه توانايى داشته كار كرده و خدمت انجام داده است. بنابراين، بر عهده حكومت و اجتماع است كه تا زنده است او را تكفل كند، برويد از بيتالمال به او مستمرى بدهيد.[١]
حق داشتن مسكن مناسب در قانون اساسى
دولت جمهورى اسلامى ايران طبق قانون اساسى براى حل مشكل مسكن وظيفه مهمى را برعهده دارد:
«داشتن مسكن متناسب با نياز، حق هر فرد و خانواده ايرانى است. دولت موظف
[١] - شهيد مرتضى مطهرى، داستان راستان، ج ٢، ص ٢٢١، از وسايل الشيعه، ج ٢، ص ٤٢٥.