مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٢٧
حق تأمين اجتماعى در اعلامية جهانى حقوق بشر
داشتن «تأمين اجتماعى» و مراقبتهاى دوران بيمارى، پيرى، نقص عضو و ... مورد تأكيد اعلاميه جهانى حقوق بشر است:
«هر كس حق دارد كه سطح زندگانى، سلامتى و رفاه خود و خانوادهاش را از حيث خوراك و مسكن ومراقبتهاى پزشكى و خدمات لازم اجتماعى تأمين كند و همچنين حق دارد كه در مواقع بيكارى، بيمار، نقص اعضا، بيوگى، پيرى يا در تمام موارد ديگرى كه به علل خارج از اراده انسان وسايل امرار معاش از دست رفته باشد از شرايط آبرومندانه زندگى برخوردار شود.»[١]
از آنجايى كه «مادران» و «كودكان» بيش از ديگران در معرض آسيبهاى اجتماعى هستند، اعلاميه جهانى حقوق بشر خواهان «مراقبتهاى ويژه» براى آنان است:
«مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت ويژهاى بهرهمند شوند. كودكان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنيا آمده باشند، همه حق دارند كه، از يك نوع حمايت اجتماعى برخوردار شوند.»[٢]
بررسى: مسئله «تأمين اجتماعى» مورد تأكيد هر دو سند است. توجه قانون اساسى ايران به اين مسئله ريشه در تعاليم اسلام دارد. اسلام اجازه نمىدهد كه تا انسان قدرت بازو و توانايى دارد از او كار بكشند و بهره بگيرند و آن گاه كه از كار بازايستد او را مانند يك حيوان بيمار و ناتوان به حال خود رها سازند. بلكه حاكم و دولت اسلامى مكلف است از بيتالمال مسلمانان زندگى و حيات اجتماعى همه درماندگان را متناسب با حال اجتماع تضمين نمايد.[٣]
در اينجا براى روشن شدن اين موضوع و تبيين نگاه اسلامى به درماندگان بيان يك مطلب
[١] - اعلاميه جهانى حقوق بشر، ماده ٢٥، بند ١
[٢] - پيشين، بند ٢
[٣] - ر. ك: دكتر قاسم شعبانى، حقوق اساسى، ص ١٠٥.