مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١١٣
از طرقى كه در اصول بعد مىآيد اعمال مىكند.»[١]
حق مشاركت سياسى در اعلامية جهانى حقوق بشر
از نظر اعلاميه جهانى اتباع يك كشور حق دارند در اداره امور كشور خويش مشاركت كنند.
«هر كس حق دارد كه در ادارهامور عمومى كشور خود، خواه مستقيماً و خواه با وساطت نمايندگانى كه آزادانه انتخاب شده باشند، شركت جويد.»[٢]
همچنين از نظر اعلاميه جهانى حقوق بشر، اراده مردم منشأ قدرت حكومت است كه از راه انتخابات و با رأى مخفى صورت مىگيرد:
«اساس و منشأ قدرت حكومت، اراده مردم است. اين اراده بايد به وسيله انتخاباتى ابراز گردد كه روى صداقت و به طور ادوارى صورت پذيرد. انتخابات بايد عمومى و با رعايت مساوات باشد و با رأى مخفى يا طريقهاى نظير آن انجام گيرد كه آزادى رأى را تأمين نمايد.»[٣]
مشاغل عمومى كشورها در انحصار شخص يا حزب خاص نيست، بلكه اين حق براى همه با تساوى شرايط وجود دارد:
«هر كس حق دارد با تساوى شرايط، به مشاغل عمومى كشور خود نايل آيد.»[٤]
اشتراكات و تفاوتهاى قانون اساسى ايران و اعلاميه جهانى حقوق بشر بر پايه آنچه نوشته شد، به شرح زير هستند:
١. از نظر قانون اساسى جمهورى اسلامى ايرانو اعلاميه جهانى حقوق بشر، بايد اداره امور كشور بر اساس رأىگيرى و مشاركت مردم باشد؛ خواه اين مشاركت مستقيم خواه
[١] -. پيشين، اصل ٥٦
[٢] - اعلاميهجهانى حقوق بشر، ماده ٢١، بند ١
[٣] - پيشين، بند ٣
[٤] - پيشين، بند ٢.