پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣١٦ - دعاهاى امام حسين عليه السلام
و عقل و خردشان را محل اوامر و نواهى خود مقرر داشتى. تو هرگاه اراده كنى هركدام از رازهاى درونى آنها را كه بخواهى به جوش و خروش وامىدارى و آنچه را به آنان فهماندى بر زبانشان جارى مىسازى، آن فهم و خردى كه تو را مىخواند و با حقايقى كه به آنها عطا فرمودى، تو را مىخوانند و من نيز از آنچه به من آموختى پى بردم در آنچه به من نشان دادى و جايگاهم را تعيين نمودى بايد شكر و سپاست را بهجاى آورم.
٦. از آن حضرت دعايى نيز به نام «عشرات» منقول است.
٧. امام عليه السّلام آنگاه كه دست مبارك خود بر ركن يمانى مىنهاد و با خداى خويش نيايش مىكرد اين دعا را مىخواند:
«الهي انعمتني فلم تجدني شاكرا، و أبليتني فلم تجدني صابرا، و لا سلبت النعمة بترك الشكر، و لا أدمت الشدة بترك الصبر الهي ما يكون من الكريم الا الكرم»؛[١]
خدايا! به من نعمت دادى ولى مرا سپاسگزار آن نعمتها نيافتى، و در بوته آزمون و امتحانم قرار دادى و مرا اهل بردبارى و شكيبايى نيافتى، با اينكه سپاسگزاريت نكردم، نعمتهايت را از من بازنگرفتى و با اينكه شكيبايى نكردم مرا در تنگنا قرار ندادى، خدايا! از كريم و بخشنده جز كرم و بخشش انتظار نيست.
٨. روايت شده روزى شريح وارد مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شد، ديد حسين عليه السّلام در حال سجده صورت بر خاك مىسايد و عرضه مىدارد:
خدايا! مولاى من! آيا اعضاى بدنم را براى گرزهاى آهنين و اعضاى درونىام را براى نوشيدن حميم دوزخ آفريدى؟ خدايا! اگر مرا به جرم گناهانم بازخواست نمايى من
[١] . احقاق الحق ١١/ ٥٩٥.