پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٢ - مسلمانان قبل از صلح با معاويه
نيست، بلكه چه بسيار اتفاق افتاده كه تأثير سخن و انعقاد پيمان و قرارداد، در مراحل خطرناك، داراى اثرى بيشتر و از كارآيى فزونترى برخوردار بوده است. در همه حالات، هدف، حفظ و حراست رسالت اسلامى و مسلمانان مطرح است تا نقش نفاق و دشمنى كه از نشانههاى بارز خاندان بنى اميه به شمار مىآمد و فرمانروايانشان نيز آن را نسبت به اسلام در دل نهان داشتند، روشن گردد.
امام حسين با قرار گرفتن در كنار برادر ارجمندش امام حسن عليه السّلام، كليه حوادث و رخدادهايى را كه برادرش با آن دست به گريبان بود، نظارهگر بود، آن دو بزرگوار در اظهارنظر و موضعگيرىها، با يكديگر كاملا هماهنگ بودند، امام حسين عليه السّلام پس از آنكه به خوبى شاهد بود، چگونه انحرافى كه در سقيفه به وجود آمد، در اين مرحله تكامل يافته و به گونهاى در پيكر امت راه يافته بود كه مسلمانان آمادگى حضور در نهضت امام حسن عليه السّلام را از دست داده و به دستورات آن بزرگوار پاسخ مثبت نمىدادند، به همين سبب در مسير ارشاد و راهنمائى مردم، به حمايت از برادر برخاست.
امام مجتبى عليه السّلام از تمامى مكر و نيرنگ و دسيسههاى معاويه آگاهى داشت و اكثريت سپاهيان عراق در قبضه معاوية بن ابى سفيان و دارودستهاش قرار داشتند، در صورتى كه همين سپاه در گذشته ستون فقرات سپاه امام على عليه السّلام را تشكيل مىداد.
بر امام حسن عليه السّلام پوشيده نبود كه اگر- به فرض با معاويه درگير شود- ماجرا به سود معاويه تمام خواهد شد و قطعا به شهادت و يا اسارت خود امام و برادر بزرگوارش امام حسين عليه السّلام و بنى هاشم و پيروان واقعى آنها مىانجامد و اين درحالى بود كه مسلمانان در جمع خود به پيشوايى معصوم نياز داشتند