پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٥ - شهادت جانسوز حضرت زهرا عليها السلام
توشه برگيريد، اينك لحظه جدايى شما از مادرتان فرارسيده و وعده ديدارتان در بهشت خواهد بود.»
امام حسن و امام حسين عليهما السّلام جلو آمده و فرياد مىزدند: چه حزن و اندوهى! كه پس از رحلت و فقدان جدّمان رسول خدا و مادرمان فاطمه پايانى ندارد.
امير مؤمنان عليه السّلام فرمود:
خدا را گواه مىگيرم [وقتى حسنين خود را روى بدن مادر افكنده بودند] زهرا عليها السّلام نالهاى كرد و دستهايش را از كفن بيرون آورد و آندو را در آغوش گرفت كه ناگهان هاتفى از آسمان فرياد زد: اى ابو الحسن عليه السّلام! حسن و حسين را از روى بدن مادر بلند كن به خدا سوگند! كه آندو، فرشتگان آسمان را به گريه انداختند.[١]
به نقل بيشتر روايات امام حسن و امام حسين در مراسم نماز خواندن بر جنازه مادرشان حضور يافتند و انجام غسل و كفن آن مخدره را امير مؤمنان عليه السّلام عهدهدار شد و شبانگاه به اتفاق حسن و حسين جسم شريف زهرا را از خانه بيرون برده و بر پيكر نازنينش نماز گزاردند ...[٢]
در حقيقت، امام حسين عليه السّلام در مدت كوتاهى به دو رخداد بزرگ و دردناك مبتلا گرديد، نخست رحلت غم افزاى جد بزرگوارش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و دوم، شهادت جانكاه مادر گرامىاش فاطمه عليها السّلام، دخت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله، پس از آن همه رنج و محنت و جور و جفايى كه بر او، رخ داد.
اگر رنج و اندوه غصب حقوق پدر ارجمندش امير مؤمنان عليه السّلام و فاجعه غمانگيز كنار نهادنش از عرصه سياسى را كه به خانهنشينى وى انجاميد، بر آن مصيبتها بيفزاييم، شدت رنج و مصائبى كه حسين را در سنّ كودكى در بر
[١] . بحار الانوار ٤٣/ ١٧٩.
[٢] . بحار الانوار ٢١٢.