پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٠٥ - اصول عقايد و علم كلام
متفكران با انديشههاى خود، توان درك او را ندارند، مگر به همين اندازه كه با ايمان به غيب، او را تصديق نمايند، چراكه نمىتوان او را با صفات آفريدهگان به وصف آورد او پروردگار يكتا و بىنياز است، آنچه در اوهام و افكار پديد آيد، غير اوست ... او هر نيستى را هستى مىبخشد و هر هستى را به نيستى مىكشاند و براى كسى جز او، اين دو صفت در يك زمان قابل جمع نيست. سرانجام انديشيدن در ذات او، ايمان به وجود اوست و فراهم آمدن ايمان، صفتى را اثبات نمىكند. به وسيله خدا مىتوان صفات را وصف كرد ولى با صفات نمىتوان خدا را به توصيف كشيد. به واسطه خداوند مىتوان معارف و علوم را شناخت، نه با معارف و علوم بتوان خدا را شناخت. خداى سبحان همتا و نظيرى نداشته و از هر عيبى منزّه است، او خدايى بىمانند و شنوا و بيناست.
امام حسين عليه السّلام در پاسخ ابن ازرق مىفرمايد:
«اصف الهي بما وصف به نفسه و اعرّفه بما عرّف به نفسه، لا يدرك بالحواس و لا يقاس بالناس، فهو قريب غير ملتصق، و بعيد غير مقتصّ (نقص) يوحّد و لا يبعّض، معروف بالآيات، موصوف بالعلامات، لا اله الا هو الكبير المتعال»؛[١]
خداوند با حواس درك نمىشود و با مردم قياس نمىگردد. او نزديك است اما نه متّصل به اشياء و دور است ولى نه آنگونه كه فاصله داشته باشد. او واحد است نه واحدى كه بعضى از عدد است. به وسيله نشانهها و آثارش شناخته شده و به وسيله علامتها توصيف گشته است، معبودى جز او كه خداى بزرگ و بلندمرتبه است، وجود ندارد.
٢. روزى امام حسين عليه السّلام در جمع يارانش حضور يافت و فرمود: مردم! خداى با عظمت، بندگانش را تنها براى شناخت خود آفريده است، هرگاه او را شناختند به پرستش وى مىپردازند و هرزمان ذات مقدسش را پرستش نمودند با پرستش وى از پرستش
[١] . موسوعة كلمات الامام الحسين/ ٥٣٣ به نقل از توحيد/ ٧٩.