پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨١ - ١ رسوايى بنى اميه
اما قيام ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام و تن به بيعت ندادن و جانفشانىهاى بزرگ وى، امت را از خواب غفلت بيدار و امورى را كه با گمراهگرى امويان از ميان رفته بود برايشان روشن ساخت. امام حسين عليه السّلام با مخاطب قرار دادن آنان جايگاه خود را در رسالت و جامعه اسلامى برايشان تشريح كرد و فرمود:
مردم! با بيان نسب من ملاحظه كنيد من چه كسى هستم، سپس به خود آييد و خويشتن را ملامت كنيد و ببينيد آيا كشتن و هتك حرمت من براى شما جايز است؟ مگر من فرزند دخت پيامبر شما و فرزند وصى و پسرعمويش نيستم؟ مگر من فرزند آن كسى نيستم كه پيش از همه مسلمانان اسلام آورد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و دستوراتى را كه از نزد پروردگارش آورده بود، تصديق كرد؟!
آنچه از آن ياد شد افزون بر كليه خطابهها و گفتوگوهايى است كه در آن وضعيّت آشفته و حساس، ايراد گرديد و در آنها موقعيّت دو طرف نزاع و سپس رفتار و انديشه پليد امويان را به عنوان آثار و نتايج كارزار، تشريح نمود و بدينسان، پستى و فرومايگى و حقهبازى بنى اميّه آشكار گرديد.
سخنان عقيله بنى هاشم حضرت زينب عليها السّلام دختر بزرگ امير مؤمنان آنگاه كه جنايات بنى اميه را برشمرد و سپس به تشريح رسالت امام حسين عليه السّلام پرداخت و بىآنكه سلاحى خونين و مرگبار در كار باشد در استمرار نهضت حسينى تأثيرى فوقالعاده بسزا ايفا نمود.
همه مسلمانان- با مذاهب و مسلكهاى گوناگون- اتفاق نظر دارند موضعى كه امام حسين عليه السّلام در قبال ستم پيشگان اتخاذ فرمود، موضعى كاملا اسلامى و دينى به شمار مىآمد و يزيد فردى برگشته از دين و عصيانگر به اسلام و شرع الهى و موازين دينى، تلقّى مىشد.